آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Annoyed

əˈnɔɪd əˈnɔɪd

معنی annoyed | جمله با annoyed

adjective B1

عصبانی

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

The annoyed customer demanded to speak to a manager.

مشتری عصبانی خواست با مدیر صحبت کند.

I was annoyed by the constant interruptions while trying to work.

از وقفه‌های مداوم در حین تلاش برای کار آزرده شدم.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت annoyed

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «annoyed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/annoyed

لغات نزدیک annoyed

پیشنهاد بهبود معانی