آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Ruffle

      ˈrʌfl ˈrʌfl

      گذشته‌ی ساده:

      ruffled

      شکل سوم:

      ruffled

      سوم‌شخص مفرد:

      ruffles

      وجه وصفی حال:

      ruffling

      شکل جمع:

      ruffles

      معنی ruffle | جمله با ruffle

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb

      موج‌دار کردن (مثل باد بر آب)، بر‌هم‌زدن، ناصاف کردن، ناهموار کردن، ژولیده کردن، گره زدن، برآشفتن، تلاطم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      winds that ruffle the water

      بادهایی که آب را موج‌دار می‌کنند

      The flag ruffled in the morning breeze.

      پرچم در نسیم صبحگاهی موج می‌زد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      As soon as the cat saw the snake, it became ruffled.

      گربه تا مار را دید براق شد.

      The two cocks fought each other with ruffled feathers.

      دو خروس با پرهای افراشته به جان هم افتادند.

      I was ruffled by his repeated questions.

      پرسش‌های مکرر او مرا آزرده کرد.

      She only said that to ruffle her husband.

      فقط برای ناراحت کردن شوهرش آن حرف را زد.

      She ruffled the pages to find the picture.

      برای یافتن تصویر، صفحات را تند ورق زد.

      a blouse trimmed with lace ruffle

      بلوز که حاشیه‌ی آن دارای توری چین‌دار است

      curtains with ruffled bottoms

      پرده‌هایی که پایین آن‌ها حاشیه‌ی چین‌دار دارد

      The ruffles of the pond glistened under the sun.

      امواج کوچک دریاچه در آفتاب برق می‌زدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ruffle

      1. verb mess up
        Synonyms:
        disorder confuse rumple tangle disarrange derange dishevel crumple crush wrinkle crease crinkle pucker purse discompose cockle rifle
        Antonyms:
        smooth
      1. verb upset, irritate
        Synonyms:
        annoy bother irritate vex trouble disturb worry anger provoke get to peeve irk harass torment agitate perturb disquiet fluster rattle stir excite confuse put out nettle chafe fret unsettle shake up disconcert put off flurry fuddle stump floor flummox rattle one’s cage wear intimidate bully browbeat cow bluster gall throw into tizzy
        Antonyms:
        calm soothe

      سوال‌های رایج ruffle

      گذشته‌ی ساده ruffle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده ruffle در زبان انگلیسی ruffled است.

      شکل سوم ruffle چی میشه؟

      شکل سوم ruffle در زبان انگلیسی ruffled است.

      شکل جمع ruffle چی میشه؟

      شکل جمع ruffle در زبان انگلیسی ruffles است.

      وجه وصفی حال ruffle چی میشه؟

      وجه وصفی حال ruffle در زبان انگلیسی ruffling است.

      سوم‌شخص مفرد ruffle چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد ruffle در زبان انگلیسی ruffles است.

      ارجاع به لغت ruffle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ruffle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ruffle

      لغات نزدیک ruffle

      • - ruffian
      • - ruffianism
      • - ruffle
      • - ruffled
      • - ruffous
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mistletoe moccasin mockery modular more often than not move off move up the ladder much ado about nothing multiculturalism munich muralist mustn't naples nappa neat and tidy نعمت‌الله نوازش کردن ها واقعیت توری پاکستان پرده‌کرکره پزشک خانواده پزشک قانونی پلاک خودرو چیست کاغذروغنی کت‌وشلوار زنانه کره‌ی زمین کرواسی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.