گذشتهی ساده:
tormentedشکل سوم:
tormentedسومشخص مفرد:
tormentsوجه وصفی حال:
tormentingشکل جمع:
tormentsزجر، عذاب، شکنجه، درد
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ۵۰۴ واژه
Memories of the past remained a silent torment that never completely faded.
خاطرات گذشته بهصورت دردی خاموش باقی ماند که هرگز کاملاً از بین نرفت.
The family endured years of torment after the tragic accident.
خانواده پساز آن حادثهی غمانگیز، سالها رنجوعذاب را تحمل کردند.
the torment of the mother whose son was dying
عذاب مادری که پسرش درحال مرگ بود
رنج، عذاب شدید
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Memories of the tragedy still bring back the torments of that painful time.
خاطرات آن تراژدی، هنوز عذابهای آن دوران دردناک را زنده میکند.
During those difficult years, the family endured countless mental torments.
در آن سالهای دشوار، خانواده رنجهای ذهنی بیشماری را تحمل کرد.
عامل عذاب، مایهی رنج و آزار
His repeated phone calls had become a torment to us.
تلفنهای مکرر او مایهی رنج ما شده بود.
The endless delays in the project were a torment to the entire management team.
تأخیرهای بیپایان پروژه برای کل تیم مدیریتی مایهی عذاب بود.
عذاب دادن، آزار دادن، رنج دادن
Jealousy tormented and kept him awake all night.
حسادت او را رنج داد و همه شب بیدار نگه داشت.
Hossein was fat and his friends tormented him about it.
حسین چاق بود و دوستانش بههمیندلیل او را اذیت میکردند.
گذشتهی ساده torment در زبان انگلیسی tormented است.
شکل سوم torment در زبان انگلیسی tormented است.
شکل جمع torment در زبان انگلیسی torments است.
وجه وصفی حال torment در زبان انگلیسی tormenting است.
سومشخص مفرد torment در زبان انگلیسی torments است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «torment» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/torment