گذشتهی ساده:
abusedشکل سوم:
abusedسومشخص مفرد:
abusesوجه وصفی حال:
abusingشکل جمع:
abusesسوءاستفاده کردن، بهرهبرداری نادرست کردن، بد به کار بردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ۵۰۴ واژه
They abused the resources of the company for personal gain.
آنها از منابع شرکت برای منافع شخصی سوءاستفاده کردند.
The manager abused his position by favoring friends over competent employees.
مدیر با جانبداری از دوستان خود نسبت به کارمندان شایسته، از موقعیتش سوءاستفاده کرد.
to abuse freedom
از آزادی سوء استفاده کردن
روانشناسی آزار دادن، اذیت کردن، شکنجه کردن، بدرفتاری کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
You must not abuse your horse!
شما نباید نسبت به اسب خود بدرفتاری کنید.
The prisoner was abused by the guards for trying to escape.
زندانی بهخاطر تلاش برای فرار، توسط نگهبانان شکنجه شد.
Do not abuse your eyes by reading in the dark.
با خواندن در تاریکی به چشمهای خود صدمه نزن.
توهین کردن، ناسزا گفتن، فحش دادن، سرزنش و تحقیر کردن، حرفهای زشت گفتن
Online trolls often abuse people in the comments section.
مزاحمان اینترنتی اغلب در بخش کامنتها به دیگران فحش و ناسزا میدهند.
He abused his wife in the most violent terms.
با شدیدترین لحن نسبت به زنش بددهنی کرد.
سوء استفاده، استفادهی نابهجا
what she did was an abuse of her position as manager.
کاری که او کرد سوءاستفاده از موقعیتش بهعنوان مدیر بود.
Financial abuse occurs when someone illegally uses another person’s money or property.
سوءاستفاده مالی زمانی رخ میدهد که کسی بهطور غیرقانونی از پول یا اموال شخص دیگری استفاده کند.
abuse of power
سوء استفاده از قدرت
روانشناسی آزار، اذیت، بدرفتاری، خشونت، ظلم، شکنجه، سوءرفتار
Victims of abuse often suffer long-term emotional trauma.
قربانیان آزارواذیت اغلب دچار آسیبهای عاطفی بلندمدت میشوند.
Domestic abuse affects millions of families every year.
خشونت خانگی هر سال میلیونها خانواده را تحتتأثیر قرار میدهد.
توهین، ناسزا، فحش، کلمات زشت، حرفهای رکیک، دشنام
He was subjected to constant verbal abuse during the argument.
درطول بحث، بهطور مداوم مورد توهین قرار گرفت.
Online forums can sometimes be full of abuse.
تالارهای گفتوگوی آنلاین گاهی پر از حرفهای رکیک هستند.
خیانت در امانت
سوء استفاده از قانون، حیلهی قانونی به کار بردن
سوء مصرف مواد مخدر
سوء استفاده از اعتماد
گذشتهی ساده abuse در زبان انگلیسی abused است.
شکل سوم abuse در زبان انگلیسی abused است.
شکل جمع abuse در زبان انگلیسی abuses است.
وجه وصفی حال abuse در زبان انگلیسی abusing است.
سومشخص مفرد abuse در زبان انگلیسی abuses است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «abuse» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/abuse