آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ تیر ۱۴۰۵

      Scolding

      ˈskoʊldɪŋ ˈskəʊldɪŋ

      شکل جمع:

      scoldings

      معنی scolding | جمله با scolding

      noun countable uncountable

      سرزنش، توبیخ، شماتت

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      He received a scolding from his mother for coming home late.

      او به‌خاطر دیر آمدن به خانه، توسط مادرش توبیخ شد.

      The teacher's scolding made the students sit up straight.

      سرزنش معلم باعث شد دانش‌آموزان راست بنشینند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      After the scolding, she promised never to be careless again.

      بعداز توبیخ، او قول داد که دیگر بی‌دقتی نکند.

      adjective

      سرزنشی، توبیخی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      A scolding expression crossed his father's face.

      حالت سرزنشی بر چهره‌ی پدرش ظاهر شد.

      A scolding letter arrived from the editor.

      نامه‌ای توبیخی از طرف سردبیر رسید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She gave him a scolding look when he arrived late.

      وقتی دیر رسید، به او نگاهی سرزنشی انداخت.

      His scolding voice echoed through the hallway.

      صدای توبیخی او در راهرو طنین‌انداز شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد scolding

      1. verb show one's unhappiness or critical attitude
        Synonyms:
        criticizing blaming reprimanding rebuking chiding reproaching admonishing censuring berating upbraiding lambasting nagging lecturing reproving grumbling ranting denouncing remonstrating castigating chastising disparaging taunting calling vilifying abusing rating lashing preaching trouncing chastening grouching jawing cavilling brawling reviling vituperating ragging reprobating excoriating
        Antonyms:
        praising commending
      1. noun words expressive of strong disapproval
        Synonyms:
        reproach reprimand censure rebuke reproof admonition admonishment chiding berating reprehension tongue-lashing chewing-out talking-to rap rating objurgation
      1. verb find fault with
        Synonyms:
        rebuking reprimanding reproaching reproving chiding admonishing chastising lambasting upbraiding taxing rapping castigating
        Antonyms:
        praising flattering complimenting

      سوال‌های رایج scolding

      گذشته‌ی ساده scolding چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده scolding در زبان انگلیسی scolded است.

      شکل سوم scolding چی میشه؟

      شکل سوم scolding در زبان انگلیسی scolded است.

      شکل جمع scolding چی میشه؟

      شکل جمع scolding در زبان انگلیسی scoldings است.

      سوم‌شخص مفرد scolding چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد scolding در زبان انگلیسی scolds است.

      ارجاع به لغت scolding

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «scolding» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/scolding

      لغات نزدیک scolding

      • - scold
      • - scolder
      • - scolding
      • - scolecite
      • - scolex
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hr clanker Gen Z stare kiss cam overtourism tariff allyship turnip pumpkin squash artichoke okra chard watercress arugula غفران مصاحبت میدان دید مالش دادن میز تنظیم متر مجسمه‌ساز ماهیچه‌ی گوساله معاون جرم موج‌سواری کردن مدیریت بحران مرگ موش مدرن مرا مرغ سوخاری
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.