گذشتهی ساده:
scoldedشکل سوم:
scoldedسومشخص مفرد:
scoldsوجه وصفی حال:
scoldingقدیمی سرزنش کردن، اوقاتتلخی کردن، شماتت کردن، توپیدن
The mother scolds the naughty child.
مادر بچهی شیطان را سرزنش میکند.
The officer scolded his subordinates.
افسر به زیردستان خود میتوپید.
قدیمی دعوا کردن، بدخلقی کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
My mother scolded me for coming home late.
مادرم بهخاطر دیر آمدنم با من بدخلقی کرد.
The teacher scolded the students for talking during the exam.
معلم بهخاطر صحبت کردن در امتحان، دانشآموزان را دعوا کرد.
آدم نقنقو، آدم بداخلاق
Don't be a scold; let the children play.
نقنقو نباش؛ بگذار بچهها بازی کنند.
Nobody wanted to sit next to the scold at dinner.
هیچکس نمیخواست کنار آدم بداخلاق سر میز شام بنشیند.
His wife is a terrible scold.
زن او خیلی نقنقو است.
قدیمی ناپسند آدم بددهان
Everyone avoided her because she was a scold.
همه از او دوری میکردند؛ چون آدم بددهانی بود.
Don't let a scold ruin the celebration.
نگذار یک آدم بددهان جشن را خراب کند.
Nobody wanted to sit next to a scold.
هیچکس نمیخواست کنار یک آدم بددهان بنشیند.
گذشتهی ساده scold در زبان انگلیسی scolded است.
شکل سوم scold در زبان انگلیسی scolded است.
وجه وصفی حال scold در زبان انگلیسی scolding است.
سومشخص مفرد scold در زبان انگلیسی scolds است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «scold» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/scold