گذشتهی ساده:
preachedشکل سوم:
preachedسومشخص مفرد:
preachesوجه وصفی حال:
preachingدین موعظه کردن، وعظ کردن، سخنرانی مذهبی کردن
He preached for two hours.
او دو ساعت وعظ کرد.
He lies himself but preaches to his son against lying!
او خودش دروغ میگوید و به پسرش نصیحت میکند که دروغ بد است!
حمایت و تبلیغ عمومی یک باور یا ایده، تلاش برای متقاعد کردن دیگران، سنگ چیزی را به سینه زدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She preaches healthy eating to her friends.
او همیشه سنگ تغذیه سالم را برای دوستانش به سینه میزند.
The professor preaches critical thinking to his students.
استاد به دانشجویانش سنگ تفکر انتقادی را به سینه میزند.
اندرز دادن و نصیحت کردن افراطی
She preaches about punctuality so much that everyone avoids inviting her.
او آنقدر درباره وقتشناسی نصیحت افراطی میکند که همه از دعوت کردن او اجتناب میکنند.
Don't preach to me about exercise; you haven't worked out in months.
به من نصیحت افراطی دربارهی ورزش نکن؛ تو ماههاست که ورزش نکردهای.
گذشتهی ساده preach در زبان انگلیسی preached است.
شکل سوم preach در زبان انگلیسی preached است.
وجه وصفی حال preach در زبان انگلیسی preaching است.
سومشخص مفرد preach در زبان انگلیسی preaches است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «preach» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/preach