آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ تیر ۱۴۰۵

      Preach

      priːtʃ priːtʃ

      گذشته‌ی ساده:

      preached

      شکل سوم:

      preached

      سوم‌شخص مفرد:

      preaches

      وجه وصفی حال:

      preaching

      معنی preach | جمله با preach

      verb - intransitive verb - transitive C1

      دین موعظه کردن، وعظ کردن، سخنرانی مذهبی کردن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      He preached for two hours.

      او دو ساعت وعظ کرد.

      He lies himself but preaches to his son against lying!

      او خودش دروغ می‌گوید و به پسرش نصیحت می‌کند که دروغ بد است!

      verb - transitive C1

      حمایت و تبلیغ عمومی یک باور یا ایده، تلاش برای متقاعد کردن دیگران، سنگ چیزی را به سینه زدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      She preaches healthy eating to her friends.

      او همیشه سنگ تغذیه سالم را برای دوستانش به سینه می‌زند.

      The professor preaches critical thinking to his students.

      استاد به دانشجویانش سنگ تفکر انتقادی را به سینه می‌زند.

      verb - transitive C1

      اندرز دادن و نصیحت کردن افراطی

      She preaches about punctuality so much that everyone avoids inviting her.

      او آن‌قدر درباره وقت‌شناسی نصیحت افراطی می‌کند که همه از دعوت کردن او اجتناب می‌کنند.

      Don't preach to me about exercise; you haven't worked out in months.

      به من نصیحت افراطی درباره‌ی ورزش نکن؛ تو ماه‌هاست که ورزش نکرده‌ای.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد preach

      1. verb speak publicly about beliefs
        Synonyms:
        talk speak address teach inform deliver orate exhort sermonize evangelize minister prophesy mission missionary homilize pulpiteer deliver sermon give sermon
      1. verb lecture, moralize
        Synonyms:
        urge admonish exhort moralize preachify sermonize harangue advocate talk big get on a soapbox blow pile it on

      سوال‌های رایج preach

      گذشته‌ی ساده preach چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده preach در زبان انگلیسی preached است.

      شکل سوم preach چی میشه؟

      شکل سوم preach در زبان انگلیسی preached است.

      وجه وصفی حال preach چی میشه؟

      وجه وصفی حال preach در زبان انگلیسی preaching است.

      سوم‌شخص مفرد preach چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد preach در زبان انگلیسی preaches است.

      ارجاع به لغت preach

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «preach» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/preach

      لغات نزدیک preach

      • - pre-treat
      • - pre-wedding nerves
      • - preach
      • - preach ment
      • - preacher
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.