آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Address

      ˈædres əˈdres əˈdres

      گذشته‌ی ساده:

      addressed

      شکل سوم:

      addressed

      سوم‌شخص مفرد:

      addresses

      وجه وصفی حال:

      addressing

      شکل جمع:

      addresses

      معنی address | جمله با address

      verb - transitive A1

      آدرس نوشتن، نشانی دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      Address the letter with a red pen.

      نشانی را با قلم قرمز روی (پاکت) نامه بنویس.

      verb - transitive

      خطاب کردن، دستور دادن، اداره کردن، متوجه کردن، مخاطب ساختن، بررسی کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      to address those present

      حاضران را مخاطب قرار دادن

      He addressed himself to both of them.

      او هر دوی آن‌ها را مورد خطاب قرار داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Address the judge as "your honor"!

      قاضی را «عالیجناب» خطاب کن!

      He addressed the problem of poverty.

      او مسئله‌ی فقر را بررسی کرد.

      verb - transitive

      عنوان نوشتن، سخن گفتن، صحبت کردن، نوشتن به

      You will have to address your comments to our Head Office.

      شما باید نظرات خود را به دفتر مرکزی ما ارسال کنید.

      verb - transitive

      توجه کردن، مورد ملاحظه قرار دادن

      verb - transitive

      ورزش (گلف) برای زدن توپ جبهه گرفتن، (در تیراندازی با کمان) بدن را به حال کمان گیری و هدف گیری در آوردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده
      noun countable

      نشانی، خطاب، آدرس، نام و نشان

      Write down your address.

      نشانی خود را بنویسید.

      noun countable

      کامپیوتر نشانی، آدرس (فایل، پوشه، وبسایت وغیره)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده
      noun countable

      سخنرانی، سخنوری، طرز گفتار، سبک سخنوری، نطق، خطابه

      His address lasted two hours.

      نطق او دو ساعت طول کشید.

      Her address was formal and measured.

      سخنرانی او رسمی و سنجیده بود.

      noun countable

      سرنامه، عنوان

      noun plural

      (جمع) خواستگاری

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد address

      1. noun place of residence or business where one can be contacted
        Synonyms:
        home house place of residence place of business location dwelling abode living quarters headquarters number street direction domicile whereabouts zip code box number
      1. noun speech given to formal gathering
        Synonyms:
        talk speech lecture oration discourse sermon spiel pitch pep talk dissertation soapbox chalk talk
      1. verb write directions for delivery
        Synonyms:
        send forward ship transmit dispatch route mark label consign remit inscribe postmark superscribe
      1. verb speak to a formal gathering
        Synonyms:
        talk speak discuss lecture orate deliver speech give speech deliver talk give talk approach greet hail discourse pontificate sermonize spiel stump bespeak call take the floor get on a soapbox root for pitch spout memorialize
      1. verb devote effort to something
        Synonyms:
        try give undertake focus on turn to concentrate on attend to take care of engage in direct devote oneself to apply oneself to take up throw oneself into go for go at dig have a go at turn plug away at knuckle down to hammer away have at pitch into peg away
        Antonyms:
        avoid ignore disregard overlook shun pass cut slight

      سوال‌های رایج address

      گذشته‌ی ساده address چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده address در زبان انگلیسی addressed است.

      شکل سوم address چی میشه؟

      شکل سوم address در زبان انگلیسی addressed است.

      شکل جمع address چی میشه؟

      شکل جمع address در زبان انگلیسی addresses است.

      وجه وصفی حال address چی میشه؟

      وجه وصفی حال address در زبان انگلیسی addressing است.

      سوم‌شخص مفرد address چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد address در زبان انگلیسی addresses است.

      ارجاع به لغت address

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «address» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/address

      لغات نزدیک address

      • - addle
      • - addlebrained
      • - address
      • - address a problem
      • - address adjustment
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      expense poop far-reaching fav east etc. etymology ever every everything first and foremost fit up flatterer fluorescent forever and ever (or forever and a day) دختر دایی در اختیار داشتن در بین در حال مرگ در حال کار در خانه در خصوص در راستای در ظاهر در چه مورد رانندگی کردن زبان‌پریشی پیش‌دانشگاهی پیش‌غذا پیش پا افتاده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.