آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Direction

      dəˈrekʃn / / daɪˈrekʃn dəˈrekʃn / / daɪˈrekʃn

      شکل جمع:

      directions

      معنی direction | جمله با direction

      noun countable uncountable B1

      دستور، رهبری، اداره، هدایت، سرپرستی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The man under whose direction this book was written.

      مردی که زیر نظر او این کتاب نوشته شد.

      He was given overall direction of the program.

      سرپرستی کلی برنامه به او سپرده شده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      As long as this company is under my direction ...

      تا هنگامی که این شرکت تحت مدیریت من است ...

      You must follow my directions.

      شما باید از دستورات من پیروی کنید.

      A report prepared at the direction of the president.

      گزارشی که به دستور رئیس تهیه شده است.

      The play was performed under his direction.

      نمایشنامه به کارگردانی او اجرا شد.

      noun countable uncountable

      جهت، سو، راه، مسیر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Soldiers scattered in all directions.

      سربازان به هر سو پراکنده شدند.

      The wind is blowing in a northerly direction.

      باد در جهت شمالی می‌وزد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In which direction did the bandit go?

      راهزن کدام ور رفت؟

      the direction of an airplane's flight

      راستای پرواز هواپیما

      Please follow the direction of the arrow.

      لطفاً در جهت پیکان (فلش) حرکت کنید.

      in the direction of

      در جهت

      research in new directions

      پژوهش به روش‌های نوین

      The outbreak of war gave a new direction to his activities.

      آغاز جنگ به فعالیت‌های او جهت تازه‌ای بخشید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد direction

      1. noun management
        Synonyms:
        control supervision leadership guidance government administration command charge oversight order superintendence
      1. noun course, route
        Synonyms:
        way path road line track course bearing trend tendency current stream drift inclination bias proclivity set bent slant angle orientation trajectory objective aim end viewpoint standpoint aspect side that-a-way point of compass beeline tack range area region spot outlook
        Antonyms:
        deviation misdirection wrong way

      لغات هم‌خانواده direction

      noun
      direction, directness, director
      adjective
      direct
      verb - transitive
      direct, redirect
      adverb
      directly

      سوال‌های رایج direction

      شکل جمع direction چی میشه؟

      شکل جمع direction در زبان انگلیسی directions است.

      ارجاع به لغت direction

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «direction» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/direction

      لغات نزدیک direction

      • - directed
      • - directed graph
      • - direction
      • - direction finder
      • - direction indicator
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      volume vivisect visa vina vicariously vibraphone verbiage potent velázquez urbanization urawa upscale up-to-date unseen unsolved میخ کوبیدن ناخن‌کار ناخوانا نامعلوم نامدار ناهمواری ناواضح نخل پزشک یار چشم‌انداز چشم‌به‌راه چندش‌آور چندین دفعه چه طور چهره
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.