آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ آذر ۱۴۰۲

      Bias

      ˈbaɪəs ˈbaɪəs

      گذشته‌ی ساده:

      biassed

      شکل سوم:

      biassed

      سوم‌شخص مفرد:

      biasses

      وجه وصفی حال:

      biassing

      شکل جمع:

      biasses

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از شکل جمع و سوم شخص مفرد biases به‌ جای biasses استفاده کرد.

      معنی bias | جمله با bias

      noun countable C2

      تعصب، تمایل، سوگیری، تمایل به یک طرف، طرفداری، گرایش، کژگرایی، تبعیض، غرض‌ورزی

      a chronic bias toward inflation

      گرایش شدید به تورم اقتصادی

      a bias toward a certain type of personality

      تمایل نسبت به گونه‌ی ویژه‌ای از شخصیت

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Their policy had no educational bias.

      سیاست آن‌ها گرایش آموزشی نداشت.

      the bias against women

      تبعیض نسبت به زنان

      verb - intransitive

      تعصب داشتن، تمایل داشتن، سوگیری کردن، مغرض بودن، جانبداری کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      They were biased against Hindus.

      نسبت به هندوها غرض داشتند.

      The university is more biased towards the sciences.

      دانشگاه نسبت به علوم تمایل بیشتری دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In her husband's biased eyes she is the most beautiful woman on earth.

      از دید جانبدارانه‌ی شوهرش او زیباترین زن روی زمین است.

      noun countable

      (آمار) تورش، خطا

      verb - transitive

      به یک طرف متمایل کردن، تحت‌ تأثیر قرار دادن، باعث تبعیض شدن، کژگرایی کردن، غرض‌ورزی کردن

      biased sampling

      نمونه‌برداری غیرتصادفی (سوگیرانه)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bias

      1. noun belief in one way; partiality
        Synonyms:
        preference tendency inclination leaning predisposition prejudice bent proclivity penchant favoritism disposition turn tilt spin unfairness intolerance bigotry one-sidedness narrowmindedness chauvinism viewpoint standpoint prepossession preconception mind-set head-set proneness flash mind trip illiberality
        Antonyms:
        fairness impartiality justness
      1. noun diagonal weave of fabric
        Synonyms:
        angle slant incline oblique cross cant
      1. verb cause to favor
        Synonyms:
        influence sway incline weight prejudice slant distort warp twist make partial
        Antonyms:
        be fair be impartial be just

      Collocations

      on the bias

      اریب، مورب، میان‌بر

      لغات هم‌خانواده bias

      noun
      bias
      adjective
      biased
      verb - transitive
      bias

      سوال‌های رایج bias

      گذشته‌ی ساده bias چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bias در زبان انگلیسی biassed است.

      شکل سوم bias چی میشه؟

      شکل سوم bias در زبان انگلیسی biassed است.

      شکل جمع bias چی میشه؟

      شکل جمع bias در زبان انگلیسی biasses است.

      وجه وصفی حال bias چی میشه؟

      وجه وصفی حال bias در زبان انگلیسی biassing است.

      سوم‌شخص مفرد bias چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bias در زبان انگلیسی biasses است.

      ارجاع به لغت bias

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bias» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bias

      لغات نزدیک bias

      • - biannual
      • - biannulate
      • - bias
      • - bias (ply) tire
      • - bias distortion
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.