آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ مهر ۱۴۰۵

      Bias

      ˈbaɪəs ˈbaɪəs

      گذشته‌ی ساده:

      biassed

      شکل سوم:

      biassed

      سوم‌شخص مفرد:

      biasses

      وجه وصفی حال:

      biassing

      شکل جمع:

      biasses

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از شکل جمع و سوم شخص مفرد biases به‌ جای biasses استفاده کرد.

      معنی bias | جمله با bias

      noun singular countable uncountable C2

      جانبداری، حمایت، طرفداری، هواخواهی، هواداری، تعصب

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      It's important to recognize your own bias when discussing sensitive topics.

      مهم است که هنگام بحث در مورد موضوعات حساس، تعصب خود را بشناسید.

      Critically evaluate the sources to identify any potential bias that might influence the presented data.

      منابع را به‌طور انتقادی ارزیابی کنید تا هرگونه جانبداری بالقوه‌ای که ممکن است بر داده‌های ارائه‌شده تأثیر بگذارد، شناسایی شود.

      noun singular countable C1

      تمایل، گرایش، سوگیری

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      Their policy had no educational bias.

      سیاست آن‌ها گرایش آموزشی نداشت.

      Addressing cognitive bias in decision-making processes is crucial for fostering equitable outcomes in public policy development.

      پرداختن به سوگیری شناختی در فرآیندهای تصمیم‌گیری برای ترویج نتایج عادلانه در توسعه‌ی سیاست عمومی حیاتی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a chronic bias toward inflation

      گرایش شدید به تورم اقتصادی

      a bias toward a certain type of personality

      تمایل نسبت به گونه‌ی ویژه‌ای از شخصیت

      noun singular countable uncountable

      جهت‌گیری ذهنی

      It's important to be aware of our own bias when making decisions.

      مهم است که هنگام تصمیم‌گیری از جهت‌گیری ذهنی خود آگاه باشیم.

      Researchers must strive to mitigate personal bias in their methodologies to ensure the validity of their findings.

      محققان باید تلاش کنند تا جهت‌گیری ذهنی شخصی را در روش‌های خود کاهش دهند تا اعتبار یافته‌هایشان را تضمین کنند.

      noun slang countable

      عامیانه موسیقی خواننده‌ی محبوب، خواننده‌ی مورد علاقه

      She admitted that her bias among the actors always gets her vote for the best performance.

      او اعتراف کرد که خواننده‌ی محبوبش در میان بازیگران همیشه رأی او را برای بهترین اجرا کسب می‌کند.

      My bias in the K-Pop group is definitely the main dancer; I love their energy.

      خواننده‌ی محبوب من در گروه کی‌پاپ قطعاً رقصنده‌ی اصلی است؛ من عاشق انرژی آن‌ها هستم.

      verb - transitive B2

      به یک طرف متمایل کردن، تحت‌‌تأثیر قرار دادن، جهت‌دهی کردن، باعث تبعیض شدن، مغرض کردن، غرض‌ورزی کردن

      Researchers must implement robust methodologies to prevent extraneous variables from biasing their experimental results.

      محققان باید روش‌های قوی را به کار گیرند تا از اینکه متغیرهای مزاحم نتایج تجربی آن‌ها را تحت‌‌تأثیر قرار دهند، جلوگیری کنند.

      We need to ensure that the survey questions don't bias the responses.

      ما باید اطمینان حاصل کنیم که سوالات نظرسنجی پاسخ‌ها را جهت‌دهی نمی‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      biased sampling

      نمونه‌برداری غیرتصادفی (سوگیرانه)

      noun countable uncountable

      قضاوت، پیش‌داوری

      The newspaper was accused of political bias in its reporting of the election.

      روزنامه متهم به قضاوت سیاسی در گزارش خود از انتخابات شد.

      To mitigate the impact of confirmation bias, it is crucial for scientists to actively seek out evidence that contradicts their initial hypotheses.

      برای کاهش تأثیر پیش‌داوری تاییدی، برای دانشمندان حیاتی است که فعالانه به‌دنبال شواهدی باشند که فرضیه‌های اولیه‌ی آن‌ها را نقض می‌کند.

      verb - transitive

      تعصب داشتن، تمایل داشتن، سوگیری کردن، مغرض بودن، جانبداری کردن

      They were biased against Hindus.

      نسبت به هندوها غرض داشتند.

      Researchers must implement robust methodologies to prevent extraneous variables from biasing their experimental results.

      محققان باید روش‌های قوی را برای جلوگیری از مغرض کردن نتایج تجربی خود توسط متغیرهای خارجی اجرا کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The university is more biased towards the sciences.

      دانشگاه نسبت به علوم تمایل بیشتری دارد.

      In her husband's biased eyes she is the most beautiful woman on earth.

      از دید جانبدارانه‌ی شوهرش او زیباترین زن روی زمین است.

      noun countable uncountable

      تبعیض

      The company was accused of bias in its hiring practices, favoring certain candidates over others.

      این شرکت متهم به تبعیض در رویه‌های استخدام خود بود، که به نفع برخی نامزدها بر دیگران عمل می‌کرد.

      Addressing systemic bias within educational institutions is crucial for fostering equitable opportunities for all students, regardless of their socioeconomic background.

      پرداختن به تبعیض سیستمی در موسسات آموزشی برای ایجاد فرصت‌های برابر برای همه‌ی دانشجویان، صرف‌نظر از پیشینه‌ی اجتماعی-اقتصادی آن‌ها حیاتی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the bias against women

      تبعیض نسبت به زنان

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bias

      1. noun belief in one way; partiality
        Synonyms:
        preference tendency inclination leaning predisposition prejudice bent proclivity penchant favoritism disposition turn tilt spin unfairness intolerance bigotry one-sidedness narrowmindedness chauvinism viewpoint standpoint prepossession preconception mind-set head-set proneness flash mind trip illiberality
        Antonyms:
        fairness impartiality justness
      1. noun diagonal weave of fabric
        Synonyms:
        angle slant incline oblique cross cant
      1. verb cause to favor
        Synonyms:
        influence sway incline weight prejudice slant distort warp twist make partial
        Antonyms:
        be fair be impartial be just

      Collocations

      on the bias

      اریب، مورب، میان‌بر

      لغات هم‌خانواده bias

      noun
      bias
      adjective
      biased
      verb - transitive
      bias

      سوال‌های رایج bias

      گذشته‌ی ساده bias چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bias در زبان انگلیسی biassed است.

      شکل سوم bias چی میشه؟

      شکل سوم bias در زبان انگلیسی biassed است.

      شکل جمع bias چی میشه؟

      شکل جمع bias در زبان انگلیسی biasses است.

      وجه وصفی حال bias چی میشه؟

      وجه وصفی حال bias در زبان انگلیسی biassing است.

      سوم‌شخص مفرد bias چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bias در زبان انگلیسی biasses است.

      ارجاع به لغت bias

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bias» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bias

      لغات نزدیک bias

      • - biannual
      • - biannulate
      • - bias
      • - bias (ply) tire
      • - bias distortion
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      stay off afrit housewarming hang off parsimony bio Freemason hurricane lamp saturant apposable frowzy inbounds pass offensive rebound outlet pass slam-dunk پیروز شدن نطق وصیت‌نامه متعاقبا لحن به چالش طلبیدن هرازگاهی بد بهنجار شدن بهینه‌ای موجب ایستادگی بدبختی زجر بواسیر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.