آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Influence

      ˈɪnfluəns ˈɪnfluəns

      گذشته‌ی ساده:

      influenced

      شکل سوم:

      influenced

      سوم‌شخص مفرد:

      influences

      وجه وصفی حال:

      influencing

      شکل جمع:

      influences

      معنی influence | جمله با influence

      noun B2

      نفوذ، تأثیر، اثر، اعتبار

      the influence of heat on plants

      اثر گرما بر گیاهان

      a man of influence

      مردی با نفوذ (سرشناس)

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He has a lot of influence in government offices.

      او در ادارات دولتی نفوذ فراوان دارد.

      His words had a lot of influence on the students.

      سخنان او تأثیر زیادی روی شاگردان داشت.

      My advice had no influence on him.

      پند من بر او تأثیر نداشت.

      noun

      برتری، تفوق، توانایی، تجلی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      verb - transitive

      اثر کردن یا داشتن، تأثیر داشتن، تأثیر کردن بر

      Economic factors influence our decisions.

      عوامل اقتصادی بر تصمیمات ما اثر می‌گذارند.

      verb - transitive

      نفوذ کردن بر، تحت‌نفوذ خود قرار دادن

      Do stars influence human behavior?

      آیا ستارگان رفتار انسان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند؟

      His poetry was influenced by Hafez.

      شعر او از حافظ متأثر شده بود.

      verb - transitive

      وادار کردن، ترغیب کردن

      What influenced you to go?

      چه چیزی تو را برآن داشت که بروی؟

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد influence

      1. noun power, authority
        Synonyms:
        control force command sway weight importance significance impact effect leadership domination ascendancy supremacy predominance rule hold agency direction pressure clout prestige reputation credit connections access juice pull money character consequence mark esteem fame prominence monopoly leverage prerogative imprint repercussion moment notoriety magnetism dominion network ropes in spell drag grease fix
        Antonyms:
        weakness powerlessness incapacity impotence inferiority
      1. verb lead to believe, do
        Synonyms:
        affect control change determine persuade shape move alter guide form impress direct sway dispose regulate impact on prevail count urge prompt instigate arouse incite impel induce predispose bias prejudice manipulate train mold turn work upon argue into talk into seduce compel snow channel get at rule have a part in bring to bear carry weight act upon be recognized pull strings bribe brainwash sell

      سوال‌های رایج influence

      گذشته‌ی ساده influence چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده influence در زبان انگلیسی influenced است.

      شکل سوم influence چی میشه؟

      شکل سوم influence در زبان انگلیسی influenced است.

      شکل جمع influence چی میشه؟

      شکل جمع influence در زبان انگلیسی influences است.

      وجه وصفی حال influence چی میشه؟

      وجه وصفی حال influence در زبان انگلیسی influencing است.

      سوم‌شخص مفرد influence چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد influence در زبان انگلیسی influences است.

      ارجاع به لغت influence

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «influence» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/influence

      لغات نزدیک influence

      • - inflow
      • - inflow pipe
      • - influence
      • - influenced
      • - influent
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.