آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ بهمن ۱۴۰۲

      Prevail

      prɪˈveɪl prɪˈveɪl

      گذشته‌ی ساده:

      prevailed

      شکل سوم:

      prevailed

      سوم‌شخص مفرد:

      prevails

      وجه وصفی حال:

      prevailing

      معنی prevail | جمله با prevail

      verb - intransitive formal C2

      چیره شدن، فایق شدن، کامیاب شدن، چربیدن، غالب شدن، مستولی شدن، نائل شدن، موفق شدن، پیروز شدن، تسلط یافتن

      to prevail over difficulties

      بر مشکلات فایق آمدن

      when Mongols prevailed over us

      وقتی که مغولان بر ما چیره شدند

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Those who work hard shall prevail.

      آنان‌که سخت کار کنند، کامیاب خواهند شد.

      verb - intransitive formal

      غالب بودن، مسلط بودن، رواج داشتن، باقی ماندن، ادامه یافتن، دوام آوردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      a custom that still prevails among us

      رسمی که هنوز میان ما رواج دارد

      Love and compassion will prevail in the end.

      در نهایت عشق و شفقت باقی خواهد ماند.

      verb - intransitive formal

      قانع کردن، قبولاندن

      They finally prevailed on her to sing.

      بالأخره او را قانع کردند که آواز بخواند.

      He used his charm and charisma to prevail upon his colleagues to support his proposal.

      او از جذبه و گیرایی‌اش استفاده کرد تا همکارانش را قانع کند که از طرح پیشنهادی او حمایت کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد prevail

      1. verb dominate, control
        Synonyms:
        control command win succeed master overcome conquer beat carry obtain prove get there make it triumph go places go great guns take off be victorious be common be current be usual be widespread exist generally predominate preponderate reign domineer best come out on top luck out make out hit pay dirt abound
        Antonyms:
        lose surrender

      Phrasal verbs

      prevail upon

      (انجام عملی را) قبولاندن، قانع کردن، راضی کردن

      سوال‌های رایج prevail

      گذشته‌ی ساده prevail چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده prevail در زبان انگلیسی prevailed است.

      شکل سوم prevail چی میشه؟

      شکل سوم prevail در زبان انگلیسی prevailed است.

      وجه وصفی حال prevail چی میشه؟

      وجه وصفی حال prevail در زبان انگلیسی prevailing است.

      سوم‌شخص مفرد prevail چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد prevail در زبان انگلیسی prevails است.

      ارجاع به لغت prevail

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «prevail» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/prevail

      لغات نزدیک prevail

      • - pretypify
      • - pretzel
      • - prevail
      • - prevail on
      • - prevail upon
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.