آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Overcome

      ˌoʊvərˈkʌm ˌəʊvəˈkʌm

      گذشته‌ی ساده:

      overcame

      سوم‌شخص مفرد:

      overcomes

      وجه وصفی حال:

      overcoming

      معنی overcome | جمله با overcome

      verb - transitive B2

      چیره شدن، مغلوب ساختن، غلبه یافتن

      He overcame many difficulties.

      او بر مشکلات بسیاری فائق آمد.

      You must overcome your bashfulness!

      بایستی بر کمرویی خود چیره شوی!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She was overcome by pity.

      ترحم او را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار داد.

      verb - intransitive

      برنده شدن، پیروز شدن، پیروز شدن بر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      We shall overcome someday!

      یک روزی پیروز خواهیم شد!

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد overcome

      1. adjective overwhelmed; visibly moved
        Synonyms:
        defeated affected taken overthrown swamped buried beaten conquered speechless blown-away bowled-over run-over unable to continue at a loss for words swept off one’s feet
        Antonyms:
        unmoved indifferent unconcerned unbothered unflappable
      1. verb beat, defeat
        Synonyms:
        defeat win vanquish overpower overthrow subdue conquer crush overwhelm master triumph over prevail get the better of subjugate best get around surmount overthrow down reduce prostrate stun shock drown render rise above weather outlive come out on top knock socks off throw hurdle knock over whelm worst
        Antonyms:
        surrender yield give in

      سوال‌های رایج overcome

      گذشته‌ی ساده overcome چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده overcome در زبان انگلیسی overcame است.

      وجه وصفی حال overcome چی میشه؟

      وجه وصفی حال overcome در زبان انگلیسی overcoming است.

      سوم‌شخص مفرد overcome چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد overcome در زبان انگلیسی overcomes است.

      ارجاع به لغت overcome

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «overcome» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/overcome

      لغات نزدیک overcome

      • - overcloud
      • - overcoat
      • - overcome
      • - overcome a hurdle
      • - overcome by despair
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.