آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Drown

    draʊn draʊn

    گذشته‌ی ساده:

    drowned

    شکل سوم:

    drowned

    سوم‌شخص مفرد:

    drowns

    وجه وصفی حال:

    drowning

    معنی drown | جمله با drown

    verb - transitive adverb B2

    غرق کردن، غرق شدن، خیس کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    His son fell into the lake and drowned.

    پسرش افتاد توی دریاچه و غرق شد.

    They first shot and then drowned him.

    اول تیرش زدند و سپس او را در آب خفه کردند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The rising of the sea level will drown many of the world's cities.

    بالا رفتن آب دریا موجب زیر آب رفتن بسیاری از شهرهای جهان خواهد شد.

    The river overflowed, drowning several villages.

    رودخانه لبریز شد و چندین دهکده را غرق در آب کرد.

    She is drowning in bliss.

    او غرق در شادکامی است.

    He was drowned in work.

    او غرق در کار بود.

    The airplane's noise drowned out the sound of the loudspeaker.

    صدای هواپیما صدای بلندگو را تحت‌الشعاع قرار داد.

    He was drowning his sorrows in a bottle of wine.

    داشت غم‌های خود را در یک بطری شراب غرق می‌کرد.

    She drowned the fish in a watery sauce.

    او ماهی را در سس آبکی خواباند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد drown

    1. verb submerge in liquid; submerge and die
      Synonyms:
      sink go down douse dip plunge flood immerse deluge drench soak overflow inundate engulf swamp submerge overwhelm overpower overcome suffocate asphyxiate stifle souse sop go under knock over prostrate obliterate wipe out whelm
      Antonyms:
      save rescue float

    سوال‌های رایج drown

    گذشته‌ی ساده drown چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده drown در زبان انگلیسی drowned است.

    شکل سوم drown چی میشه؟

    شکل سوم drown در زبان انگلیسی drowned است.

    وجه وصفی حال drown چی میشه؟

    وجه وصفی حال drown در زبان انگلیسی drowning است.

    سوم‌شخص مفرد drown چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد drown در زبان انگلیسی drowns است.

    ارجاع به لغت drown

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «drown» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/drown

    لغات نزدیک drown

    • - droved
    • - drover
    • - drown
    • - drown out
    • - drowse
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.