Go Under

آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

phrasal verb
ورشکست شدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
phrasal verb
دچار سقوط و اضمحلال شدن
phrasal verb
غرق شدن، فرو ریختن
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد go under

  1. phrasal verb fail, submerge
    Synonyms:
    die fall sink drown submit surrender succumb founder go down fold bankrupt default suffocate submerse
    Antonyms:
    succeed achieve accomplish
  1. phrasal verb descend into a body of water; to founder
  1. phrasal verb be named; to call oneself

ارجاع به لغت go under

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «go under» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/go-under

لغات نزدیک go under

پیشنهاد بهبود معانی