گذشتهی ساده:
obliteratedشکل سوم:
obliteratedسومشخص مفرد:
obliteratesوجه وصفی حال:
obliteratingمحیط زیست کاملاً نابود کردن، محو کردن، از بین بردن، ستردن، محو کردن، زدودن، پاک کردن، تمیز کردن، معدوم کردن
Building modern skyscrapers can sometimes obliterate the historical charm of old cities.
ساختن آسمانخراشهای مدرن گاهی میتواند جذابیت تاریخی شهرهای قدیمی را کاملاً از بین ببرد.
The rapid expansion of industries threatens to obliterate natural habitats in rural areas.
گسترش سریع صنایع تهدیدی برای نابودی کامل زیستگاههای طبیعی در مناطق روستایی است.
His name was obliterated from the pages of history.
نام او از صفحهی تاریخ محو شد.
The entire village was obliterated by the storm.
طوفان سرتاسر دهکده را ویران کرد.
از بین بردن، محو کردن (احساس یا خاطره)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The shocking news seemed to obliterate any hope she had for a peaceful resolution.
خبر تکاندهنده گویی هر امیدی را که او برای یک راهحل مسالمتآمیز داشت، از بین برد.
The advent of digital photography did not entirely obliterate the emotional appeal of traditional film, though its practical use diminished significantly.
ظهور عکاسی دیجیتال جذابیت عاطفی فیلم سنتی را بهطور کامل محو نکرد، اگرچه کاربرد عملی آن بهطور قابل توجهی کاهش یافت.
گذشتهی ساده obliterate در زبان انگلیسی obliterated است.
شکل سوم obliterate در زبان انگلیسی obliterated است.
وجه وصفی حال obliterate در زبان انگلیسی obliterating است.
سومشخص مفرد obliterate در زبان انگلیسی obliterates است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «obliterate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/obliterate