آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ مرداد ۱۴۰۴

      Black Out

      ˈblækˌaʊt ˈblækˌaʊt

      گذشته‌ی ساده:

      blacked out

      شکل سوم:

      blacked out

      سوم‌شخص مفرد:

      blacks out

      وجه وصفی حال:

      blacking out

      معنی black out | جمله با black out

      phrasal verb

      انگلیسی بریتانیایی پوشاندن، مخفی کردن، سانسور کردن، ناپیدا کردن، تار کردن، محو کردن (صورت، نام، تصویر و...)

      His face was blacked out to protect his identity.

      چهره‌ی او برای حفاظت از هویتش تار شده بود.

      The government blacked out the names of secret agents in the report.

      دولت نام مأموران مخفی را در گزارش سانسور کرد.

      phrasal verb

      تاریک کردن، در تاریکی مطلق فرو بردن، (چراغ‌ها) خاموش کردن، (برق) قطع شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      In case of an emergency, black out all lights immediately.

      در صورت اضطرار، فوراً چراغ‌ها را خاموش کنید.

      They blacked out the house by turning off all the lights.

      با خاموش کردن همه‌ی چراغ‌ها، خانه را در تاریکی مطلق فرو بردند.

      phrasal verb

      غش کردن، از حال رفتن، بی‌هوش شدن، هوشیاری خود را از دست دادن (ناگهان و برای مدتی کوتاه)

      I nearly blacked out from the pain.

      نزدیک بود از شدت درد غش کنم.

      She suddenly blacked out in the middle of her speech.

      او وسط سخنرانی‌اش ناگهان از حال رفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد black out

      1. verb lose consciousness
        Synonyms:
        faint pass out swoon zonk out go out like a light lose consciousness keel over batten conceal cover cover up darken delete cross out cut off eclipse erase eradicate extinguish hold back make dark obfuscate quash rub out shade smother squash squelch stifle suppress
        Antonyms:
        uncover add pencil in
      1. verb faint
        Synonyms:
        pass out collapse swoon lose consciousness go out like a light faint draw a blank zone out crap out
        Antonyms:
        revive resuscitate

      سوال‌های رایج black out

      گذشته‌ی ساده black out چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده black out در زبان انگلیسی blacked out است.

      شکل سوم black out چی میشه؟

      شکل سوم black out در زبان انگلیسی blacked out است.

      وجه وصفی حال black out چی میشه؟

      وجه وصفی حال black out در زبان انگلیسی blacking out است.

      سوم‌شخص مفرد black out چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد black out در زبان انگلیسی blacks out است.

      ارجاع به لغت black out

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «black out» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/black-out

      لغات نزدیک black out

      • - black nightshade
      • - black oak
      • - black out
      • - black pepper
      • - black powder
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.