آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Batten

ˈbætn ˈbætn

معنی batten | جمله با batten

noun verb - transitive verb - intransitive

پروار کردن، چاق شدن، حاصلخیز شدن، نشو و نما کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

The windows were battened down as the storm grew fiercer.

توفان که شدیدتر شد پنجره‌ها را تخته کوب کردند.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد batten

  1. verb fasten securely
    Synonyms:
    secure fix tighten tie nail down clamp down cover up board up
    Antonyms:
  1. verb grow fat

Idioms

to batten down the hatches

مدخلهای کشتی را با برزنت پوشاندن (به ویژه هنگام طوفان)

to batten on (or upon) another person

از کس دیگری سوء استفاده کردن، به کسی بند شدن، از نام و نفوذ کس دیگری بهره‌گیری کردن

ارجاع به لغت batten

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «batten» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/batten

لغات نزدیک batten

پیشنهاد بهبود معانی