آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ شهریور ۱۴۰۳

      Wax

      wæks wæks

      گذشته‌ی ساده:

      waxed

      شکل سوم:

      waxed

      سوم‌شخص مفرد:

      waxes

      وجه وصفی حال:

      waxing

      شکل جمع:

      waxes

      معنی wax | جمله با wax

      noun verb - transitive verb - intransitive uncountable

      موم، مومی شکل، شمع مومی، رشد کردن، زیاد شدن،(درمورد ماه) رو به بدر رفتن، استحاله یافتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      honey wax

      موم عسل

      floor wax

      واکس کف اتاق

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      earwax

      چرک گوش

      to put on wax

      صفحه (ی چیزی را) پر کردن

      He waxes his mustache.

      او سبیل خود را با موم چرب می‌کند.

      to wax the floor

      کف اتاق را جلا دادن

      That country's power waxed.

      قدرت آن کشور زیاد شد.

      His anger waxed.

      خشمش رو به فزونی گذاشت.

      She ate a lot and waxed fatter.

      او خیلی خورد و چاق‌تر شد.

      to wax angry

      عصبانی شدن

      Ghodsi waxed on and on about his son's intelligence.

      قدسی مدت‌ها درباره‌ی هوش پسرش سخن سر داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wax

      1. verb become large, fuller
        Synonyms:
        grow increase expand develop enlarge become swell rise augment multiply magnify build dilate fill out get bigger heighten mount turn come get to run grow full upsurge
        Antonyms:
        shrink

      Collocations

      wax and wane

      (به‌صورت متناوب) نوسان داشتن، فرازونشیب داشتن، افت‌وخیز داشتن، بالاوپایین شدن

      Idioms

      wax and wane

      (به‌صورت متناوب) نوسان داشتن، فرازونشیب داشتن، افت‌وخیز داشتن، بالاوپایین شدن

      سوال‌های رایج wax

      گذشته‌ی ساده wax چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده wax در زبان انگلیسی waxed است.

      شکل سوم wax چی میشه؟

      شکل سوم wax در زبان انگلیسی waxed است.

      شکل جمع wax چی میشه؟

      شکل جمع wax در زبان انگلیسی waxes است.

      وجه وصفی حال wax چی میشه؟

      وجه وصفی حال wax در زبان انگلیسی waxing است.

      سوم‌شخص مفرد wax چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد wax در زبان انگلیسی waxes است.

      ارجاع به لغت wax

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wax» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/wax

      لغات نزدیک wax

      • - wavy
      • - wawl
      • - wax
      • - wax and wane
      • - wax bean
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.