آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Secure

      səˈkjʊr sɪˈkʊə

      گذشته‌ی ساده:

      secured

      شکل سوم:

      secured

      سوم‌شخص مفرد:

      secures

      وجه وصفی حال:

      securing

      صفت تفضیلی:

      more secure

      صفت عالی:

      most secure

      معنی secure | جمله با secure

      adjective B2

      امن، ایمن، بی‌خطر، مطمئن، استوار، محکم، در امان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      a secure victory

      پیروزی مسلم

      He was secure in the knowledge that God would be with him all the way.

      خاطرش جمع بود که خدا همیشه با او همراه خواهد بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a secure investment

      سرمایه‌گذاری بی‌مخاطره

      to make a knot secure

      گره را محکم کردن

      a secure bridge

      پل محکم

      A mountain climber needs a secure rope.

      کوهنورد به طناب محکم نیاز دارد.

      Is the ladder secure?

      آیا نردبان درست گذاشته شده است؟

      People did not feel secure even in their homes.

      مردم حتی در خانه‌هایشان احساس امنیت نمی‌کردند.

      secure from surprise attack

      مصون از حمله‌ی ناگهانی

      secure from harm

      ایمن از آسیب

      verb - transitive

      حفظ کردن، محفوظ داشتن، تأمین کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      a policy that secures against loss

      بیمه‌نامه‌ای که خسارت را تأمین می‌کند

      His policies secured the country economically.

      سیاست‌های او کشور را از نظر اقتصادی مصون کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to secure a position against attack

      موضع را از حمله ایمن کردن

      verb - transitive

      دستگیر کردن، بازداشت کردن

      Two policemen quickly secured him.

      دو پاسبان به سرعت او را بازداشت کردند.

      to secure a prisoner with handcuffs

      با دستبند زندانی را گرفتار کردن

      verb - transitive

      اطمینان داشتن

      I came secured by her promises.

      چون از قول‌های او مطمئن شده بودم آمدم.

      If you are not secure yourself, you will not inspire confidence.

      اگر از خودت مطمئن نباشی، نخواهی توانست اطمینان را به دیگران القا کنی.

      verb - transitive

      گرفتن، به دست آوردن

      to secure a laugh

      موجب خنده شدن

      to secure a confession from the accused

      از متهم اقرار گرفتن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to secure aid

      کمک گرفتن

      to secure a job

      شغل به دست آوردن

      to secure a loan from a bank

      از بانک یک وام دست و پا کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد secure

      1. adjective safe
        Synonyms:
        protected guarded sheltered shielded immune unharmed undamaged defended out of harm’s way riskless unassailable impregnable
        Antonyms:
        unsafe unprotected insecure endangered
      1. adjective fastened, stable
        Synonyms:
        fixed fast firm strong sound stable steady tight immovable set anchored solid locked bound nailed adjusted tenacious fortified sure buttoned down safe and sound iron solid as a rock staunch
        Antonyms:
        loose unstable unfastened unfixed unsecure moving
      1. adjective certain, definite
        Synonyms:
        sure definite confident assured positive undoubtful self-assured self-confident determined firm established reliable sound stable steady strong resolute conclusive settled easy hopeful reassured unanxious balanced at ease carefree in the bag cinch on ice nailed down locked on solid tried and true sure thing well-founded sanguine able
        Antonyms:
        uncertain unsure indefinite undecided insecure
      1. verb obtain
        Synonyms:
        get acquire gain win achieve ensure assure guarantee insure procure capture take land get hold of have access buy pick up catch annex bag hook cinch lock lock up grasp chalk up rack up make sure
        Antonyms:
        lose forfeit give up
      1. verb attach, tie up
        Synonyms:
        fix fasten tie bind close tighten lock hitch clamp nail bolt tack cement adjust settle anchor catch moor lash rivet batten down tie down make fast lock up button button down chain hook on padlock pinion clinch
        Antonyms:
        untie loosen unfasten loose let go
      1. verb protect, make safe
        Synonyms:
        guard defend shield cover safeguard ensure insure guarantee assure screen bulwark fend
        Antonyms:
        harm hurt injure endanger

      لغات هم‌خانواده secure

      noun
      security
      adjective
      secure
      verb - transitive
      secure
      adverb
      securely

      سوال‌های رایج secure

      گذشته‌ی ساده secure چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده secure در زبان انگلیسی secured است.

      شکل سوم secure چی میشه؟

      شکل سوم secure در زبان انگلیسی secured است.

      وجه وصفی حال secure چی میشه؟

      وجه وصفی حال secure در زبان انگلیسی securing است.

      سوم‌شخص مفرد secure چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد secure در زبان انگلیسی secures است.

      صفت تفضیلی secure چی میشه؟

      صفت تفضیلی secure در زبان انگلیسی more secure است.

      صفت عالی secure چی میشه؟

      صفت عالی secure در زبان انگلیسی most secure است.

      ارجاع به لغت secure

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «secure» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/secure

      لغات نزدیک secure

      • - secundines
      • - secundum
      • - secure
      • - secure a lull
      • - secure a majority
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.