Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Cut Off

      ˈkətˈɒf kʌtɒf

      گذشته‌ی ساده:

      cut off

      شکل سوم:

      cut off

      سوم‌شخص مفرد:

      cuts off

      وجه وصفی حال:

      cutting off

      معنی cut off | جمله با cut off

      phrasal verb

      باز ایستادن، تمام کردن، به پایان رساندن، قطع کردن (به‌صورت ناگهانی)

      Her speech was cut off when the microphone stopped working.

      وقتی میکروفن از کار افتاد، صحبت‌های او به‌طور ناگهانی قطع شد.

      His promising career was tragically cut off by the accident.

      حرفه‌ی درخشان او به‌طرز غم‌انگیزی با آن تصادف به پایان رسید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The storm cut off their vacation.

      طوفان، تعطیلات آن‌ها را به اتمام رساند.

      phrasal verb

      قطع کردن، مسدود کردن، جلوگیری کردن، متوقف کردن، بستن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Enemy forces cut off the radio signals.

      نیروهای دشمن سیگنال‌های رادیویی را مسدود کردند.

      They cut off the water supply because of the drought.

      آن‌ها به‌دلیل خشکسالی، جریان آب را قطع کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The road was cut off by the landslide.

      جاده بر اثر رانش زمین بسته شده بود.

      phrasal verb

      محصور کردن، سد کردن، بستن، جلوگیری کردن، مسدود کردن

      The rebels were cut off by government forces.

      شورشیان توسط نیروهای دولتی محصور شدند.

      The high walls cut off their view of the outside world.

      دیوارهای بلند جلوی دید آن‌ها را به دنیای بیرون گرفته بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The police cut off all escape routes.

      پلیس تمام مسیرهای فرار را مسدود کرد.

      phrasal verb

      پایان دادن، لغو کردن، قطع کردن، خاتمه دادن، متوقف کردن

      He cut off all communication with his old friends.

      او به تمام ارتباطاتش با دوستان قدیمی‌اش را پایان داد.

      After repeated warnings, the electricity was cut off.

      پس‌از هشدارهای مکرر، برق قطع شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The service will be cut off if you don’t renew your contract.

      اگر قراردادت را تمدید نکنی، سرویس لغو خواهد شد.

      phrasal verb

      محروم کردن، سلب کردن، بی‌نصیب گذاشتن، خودداری کردن، قطع کردن

      She was cut off from the family fortune after the argument.

      پس‌از مشاجره، از ثروت خانوادگی بی‌نصیب ماند.

      He'd had too much to drink, so the waitress cut him off.

      او بیش از حد نوشیده بود، بنابراین پیشخدمت از دادن مشروب به او خودداری کرد.

      phrasal verb

      قطع کردن، از کار انداختن، خاموش کردن، پریدن وسط حرف کسی

      Cut off the engine before getting out of the car.

      قبل‌از پیاده شدن، موتور را خاموش کن.

      Don't cut me off while I'm talking!

      وسط حرف زدن من نپر!

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cut off

      1. phrasal verb prevent; interrupt
        Synonyms:
        halt interrupt suspend block obstruct intercept separate disconnect isolate insulate intrude intervene break in close off discontinue bring to end catch segregate renounce sequester
        Antonyms:
        allow permit encourage
      1. phrasal verb disinherit in will
        Synonyms:
        disown cut out of will renounce
        Antonyms:
        give

      Idioms

      cut off one's nose to spite one's face

      به منافع خود ضرر زدن (مثل الاغی که از لج ارباب خود را غرق کند)

      سوال‌های رایج cut off

      گذشته‌ی ساده cut off چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cut off در زبان انگلیسی cut off است.

      شکل سوم cut off چی میشه؟

      شکل سوم cut off در زبان انگلیسی cut off است.

      وجه وصفی حال cut off چی میشه؟

      وجه وصفی حال cut off در زبان انگلیسی cutting off است.

      سوم‌شخص مفرد cut off چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cut off در زبان انگلیسی cuts off است.

      ارجاع به لغت cut off

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cut off» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cut off

      لغات نزدیک cut off

      • - cut of one's jib
      • - cut of size
      • - cut off
      • - cut off frequency
      • - cut off one's nose to spite one's face
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.