آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ آبان ۱۴۰۴

      Stagnate

      ˈstæɡneɪt stæɡˈneɪt

      معنی stagnate | جمله با stagnate

      verb - intransitive

      راکد شدن، راکد ماندن، از جنبش ایستادن، بی‌حرکت شدن، گندیده شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Water that stagnates will become foul.

      آبی که راکد باشد، گندیده می‌شود.

      a stagnating mind

      مغز غیرفعال

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stagnate

      1. verb deteriorate by lack of action
        Synonyms:
        decay decline rot rust languish idle stifle fester stall stand still stand vegetate go to seed hibernate lie fallow not move putrefy constipate stultify trammel
        Antonyms:
        strengthen grow

      سوال‌های رایج stagnate

      معنی stagnate به فارسی چی می‌‌شه؟

      کلمه‌ی «stagnate» در زبان فارسی به «راکد شدن»، «از جنبش ایستادن»، «بی‌حرکت ماندن» یا «درجا زدن» ترجمه می‌شود.

      این واژه یک فعل (verb) است و به حالتی اشاره دارد که در آن حرکت، رشد یا پیشرفت متوقف می‌شود — چه در یک مایع، چه در اقتصاد، چه در زندگی فردی یا سازمانی. واژه‌ی stagnate ریشه در واژه‌ی لاتین stagnare دارد، به معنای «بی‌حرکت شدن مانند آب ایستا».

      در معنای اصلی و طبیعی، stagnate به حالتی گفته می‌شود که آب یا مایع در جایی بدون جریان باقی بماند و در نتیجه فاسد یا آلوده شود. برای مثال، “The water in the pond began to stagnate under the summer heat” یعنی آب درون برکه بر اثر گرمای تابستان راکد شد. این کاربرد تصویری از رکود و بی‌تحرکی در طبیعت است و معمولاً بار منفی دارد، زیرا آب راکد به فساد و بیماری منجر می‌شود.

      در زمینه‌ی اقتصادی و اجتماعی، واژه‌ی stagnate به معنای رکود و توقف رشد است. هنگامی که اقتصاد یک کشور یا سازمان رشد نمی‌کند، سطح تولید، اشتغال و درآمد ثابت می‌ماند یا کاهش می‌یابد. برای نمونه، “The company’s profits have stagnated over the past three years” یعنی سود شرکت طی سه سال گذشته درجا زده است. در این معنا، stagnate مفهومی مهم در اقتصاد کلان و تحلیل عملکرد سازمانی دارد.

      در سطح فردی و روان‌شناختی، stagnate به حالتی اشاره می‌کند که فرد در مسیر رشد شخصی یا شغلی خود پیشرفتی ندارد. برای مثال، “He felt his career had stagnated” یعنی احساس می‌کرد که مسیر شغلی‌اش متوقف شده است. این حالت می‌تواند ناشی از کمبود انگیزه، فقدان فرصت یا ترس از تغییر باشد و معمولاً با احساس یکنواختی و نارضایتی همراه است.

      از دیدگاه زبان‌شناسی و کاربرد استعاری، واژه‌ی stagnate به‌زیبایی مفهومی از «ایستایی درونی یا بیرونی» را بیان می‌کند. چه در آب، چه در اقتصاد و چه در ذهن انسان، رکود به معنی فقدان حرکت، تحول و تازگی است. بنابراین، این واژه در متون ادبی و فلسفی نیز برای توصیف رکود فکری، فرهنگی یا عاطفی به کار می‌رود.

      «stagnate» به معنای راکد شدن یا درجا زدن در هر بستر طبیعی، اقتصادی یا انسانی است. این واژه مفهومی جهانی از ایستایی و توقف را منتقل می‌کند و در عین حال هشداری است درباره‌ی نیاز به حرکت، تغییر و پویایی برای حفظ زندگی، پیشرفت و سلامت در هر سطح از فعالیت انسانی.

      ارجاع به لغت stagnate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «stagnate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/stagnate

      لغات نزدیک stagnate

      • - stagnancy
      • - stagnant
      • - stagnate
      • - stagnation
      • - stagy
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.