آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ دی ۱۴۰۴

      Block

      blɑːk blɒk

      گذشته‌ی ساده:

      blocked

      شکل سوم:

      blocked

      سوم‌شخص مفرد:

      blocks

      وجه وصفی حال:

      blocking

      شکل جمع:

      blocks

      معنی block | جمله با block

      noun countable A2

      بلوک، قطعه، قالب، کنده، تکه

      block, بلوک، قطعه، قالب، کنده، تکه
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      a cement block

      بلوک سیمانی

      a block of wood

      قطعه چوب

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a block of ice

      قالب یخ

      noun countable

      ساختمان، آپارتمان بزرگ، بلوک

      block, ساختمان، آپارتمان بزرگ، بلوک

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      He drove (his car) around the block.

      او با اتومبیل دور بلوک گشت.

      His flat is on the fifth floor of this ten-storey block.

      آپارتمان او در طبقه‌ی پنجم این ساختمان ده طبقه است.

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی خیابان یا محله‌ی مربع شکل

      block, خیابان یا محله‌ی مربع شکل

      I walked three blocks over.

      من سه خیابان بالاتر رفتم.

      How many blocks should we walk?

      چند خیابان را باید پیاده برویم؟

      noun countable

      گروه، دسته، واحد

      a block of tickets

      یک دسته بلیط

      They sell stamps in blocks.

      تمبرها را دسته‌ای می‌فروشند.

      noun countable

      مانع، سد

      They put a block on any future development.

      بر سر راه همه‌ی پیشرفت‌های آتی مانع گذاشتند.

      social and psychological blocks

      موانع اجتماعی و روان‌شناختی

      noun uncountable

      تکه‌ای چوب که در زمان قدیم سر مجرم را روی آن قرار می‌دادند و می‌بریدند

      noun countable

      مکانیک بدنه‌ی موتور که سیلندرها در آن قرار می‌گیرند

      noun countable

      تکه‌های اسباب‌بازی، آجرهای خانه‌سازی کودکان

      noun countable

      ورزش نقطه‌ی شروع مسابقه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده
      noun countable

      پزشکی گرفتگی یا انسداد اندام بدن، توقف در عملکرد اندام

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      The patient presented with a block.

      بیمار به خاطر انسداد اندام به پزشک مراجعه کرد.

      heart block

      انسداد قلب

      noun countable

      روان‌شناسی سلامت روان وقفه یا توقف ذهنی، ایست، تعلیق، گسیختگی، بازایستی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سلامت روان

      مشاهده

      writer's block

      توقف ذهنی نویسنده

      an emotional block

      تعلیق عاطفی

      noun countable

      عامیانه کله، سر

      He threatened to knock my block off.

      تهدید کرد که کله‌ام را خرد خواهد کرد.

      I'll knock his block off if he tries anything with me!

      اگه بخواد کاری بکنه سرش رو می‌شکنم!

      verb - transitive

      مانع شدن، مسدود کردن، جلوگیری کردن، سد کردن، جلوی چیزی را گرفتن، بازداشتن

      Soldiers blocked our way.

      سربازان جلو راهمان را گرفتند.

      The pipe is blocked.

      لوله گرفته است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This new building blocks our view of the sea.

      این ساختمان جدید جلو دید ما را به دریا می‌گیرد.

      blocked account

      حساب مسدود (بلوک شده)

      blocked currency

      پول بلوک شده

      He tried to block the deal.

      او سعی کرد جلو معامله را بگیرد.

      The Spanish government tried to block out new ideas from abroad.

      دولت اسپانیا کوشید جلو پخش اندیشه‌های نوین خارجی را بگیرد.

      The democrats blocked the passage of the bill.

      دموکراتها از تصویب لایحه جلوگیری کردند.

      The road was completely blocked.

      راه کاملاً بند آمده بود.

      noun

      والیبال ورزش دفاع روی تور

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی والیبال

      مشاهده
      noun

      بوکس ورزش بلاک (تکنیکی دفاعی که در آن بوکسور با دست‌ها، ساعد یا شانه ضربه‌ی حریف را مستقیماً متوقف می‌کند)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد block

      1. noun mass of material
        Synonyms:
        piece lump chunk slab section segment slice bar solid square brick cake hunk cube loaf oblong ingot
      1. noun obstruction
        Synonyms:
        obstacle barrier obstruction blockage impediment hindrance stop stoppage roadblock bar clog jam snag wall mass chunk blank wall
        Antonyms:
        opening
      1. verb obstruct
        Synonyms:
        stop hinder impede prevent check arrest interfere with obstruct bar close shut off cut off blockade halt hold up stall clog fill plug dam deter occlude stonewall thwart stymie brake charge catch choke congest close off shut out close out hang up intercept stop up stopper tackle take out of play block out
        Antonyms:
        open unblock let go let up

      Phrasal verbs

      block in

      اتومبیل خود را جلو اتومبیل دیگر پارک کردن، راه ماشین دیگر را سد کردن

      block out

      جلوی چیزی را گرفتن، مانع شدن

      تلاش کردن برای فکر نکردن به موضوعی

      block up

      1- (متن یا فضا و غیره را) به طور مسدودکننده‌ای پر کردن 2- (توسط قطعات چوبی یا فلزی و غیره) بلند کردن

      Idioms

      go to the block

      1- اعدام شدن (از طریق قطع سر) 2- حراج کردن، به حراج گذاشتن

      knock someone's block off

      (عامیانه) کتک مفصل زدن، تو سری حسابی زدن

      on the block

      در معرض حراج یا فروش

      لغات هم‌خانواده block

      noun
      block, blockage, blockade
      adjective
      blocked, unblocked
      verb - intransitive
      block
      verb - transitive
      unblock, blockade

      سوال‌های رایج block

      معنی block به فارسی چی میشه؟

      کلمه "block" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای متعددی دارد که بسته به زمینه استفاده می‌تواند متفاوت باشد. در زیر به بررسی معانی مختلف این کلمه و نکات جالب مرتبط با آن می‌پردازیم.

      معانی کلمه "block"

      1. مکعب یا بلوک: یکی از معانی اولیه "block"، به معنای یک مکعب یا بلوک فیزیکی است. این بلوک‌ها معمولاً از مواد مختلفی مانند چوب، بتن یا پلاستیک ساخته می‌شوند و در ساخت و ساز یا بازی‌های کودکانه مورد استفاده قرار می‌گیرند.

      2. مسدود کردن: در زبان انگلیسی، "to block" به معنای مسدود کردن یا جلوگیری از عبور چیزی است. این معنی در بسیاری از زمینه‌ها به کار می‌رود؛ مثلاً می‌توان گفت "He blocked the road" که به معنای "او جاده را مسدود کرد" است.

      3. موانع روانی و احساسی: در روانشناسی، "block" می‌تواند به معنای موانع ذهنی یا احساسی باشد که فرد را از رسیدن به اهدافش بازمی‌دارد. برای مثال، اصطلاح "writer's block" به معنای عدم توانایی نویسنده در تولید محتوا به دلیل موانع ذهنی است.

      4. بلوک‌های شهری: در جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، "block" به واحدهای مشخصی از شهر اشاره دارد که معمولاً بین خیابان‌ها قرار دارند و می‌توانند شامل چندین ساختمان باشند.

      5. کدگذاری و برنامه‌نویسی: در دنیای فناوری اطلاعات، "block" به بخش‌هایی از کد اشاره دارد که می‌توانند به صورت مستقل عمل کنند. این مفهوم در برنامه‌نویسی و توسعه نرم‌افزار بسیار کاربردی است.

      نکات جالب در مورد "block"

      - استفاده در ورزش: در بسیاری از ورزش‌ها مانند والیبال و بسکتبال، "block" به معنای جلوگیری از امتیازگیری حریف است. در والیبال، یک بازیکن می‌تواند با پرش و دست‌های بالای سر خود، توپ حریف را بلاک کند.

      - بلاک‌چین: یکی از کاربردهای مدرن و مهم کلمه "block" در فناوری بلاک‌چین است. بلاک‌چین به زنجیره‌ای از بلوک‌ها اشاره دارد که اطلاعات به صورت امن و غیرقابل تغییر در آن ذخیره می‌شود و در زمینه ارزهای دیجیتال و قراردادهای هوشمند کاربرد دارد.

      - نقش در آموزش: بلوک‌ها همچنین در آموزش کودکان به عنوان ابزارهایی برای یادگیری ساخت و ساز و مفاهیم فضایی مورد استفاده قرار می‌گیرند. این ابزارها به تقویت خلاقیت و تفکر منطقی کودکان کمک می‌کند.

      - تأثیرات روانی: مفهوم "writer's block" نشان می‌دهد که چگونه فشارهای روانی و استرس می‌تواند بر خلاقیت و تولید محتوا تأثیر منفی بگذارد. این موضوع در حوزه‌های هنری و علمی مورد بحث قرار می‌گیرد.

      - استفاده در ادبیات: در ادبیات، "block" به عنوان یک نماد از موانع و چالش‌ها در زندگی شخصیت‌ها استفاده می‌شود. این موانع می‌توانند به شکل‌های مختلفی ظاهر شوند و داستان را به سمت جلو حرکت دهند.

      گذشته‌ی ساده block چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده block در زبان انگلیسی blocked است.

      شکل سوم block چی میشه؟

      شکل سوم block در زبان انگلیسی blocked است.

      شکل جمع block چی میشه؟

      شکل جمع block در زبان انگلیسی blocks است.

      وجه وصفی حال block چی میشه؟

      وجه وصفی حال block در زبان انگلیسی blocking است.

      سوم‌شخص مفرد block چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد block در زبان انگلیسی blocks است.

      ارجاع به لغت block

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «block» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/block

      لغات نزدیک block

      • - blob
      • - bloc
      • - block
      • - block aead
      • - block age
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.