آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ تیر ۱۴۰۵

      Snag

      snæɡ snæɡ

      گذشته‌ی ساده:

      snagged

      شکل سوم:

      snagged

      سوم‌شخص مفرد:

      snags

      وجه وصفی حال:

      snagging

      معنی snag | جمله با snag

      noun countable informal

      گرفتاری، مشکل، گیر، مانع

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      We hit a snag with the wiring and had to stop the installation.

      ما در سیم‌کشی به مشکلی برخوردیم و مجبور شدیم نصب را متوقف کنیم.

      There's a small snag in the plan that could delay the project.

      یک گرفتاری کوچک در برنامه وجود دارد که می‌تواند پروژه را به تأخیر بیندازد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I don't see any snags; everything looks ready.

      من هیچ مانعی نمی‌بینم؛ همه‌چیز آماده به نظر می‌رسد.

      noun countable

      پارگی (با چیز تیز)، نخ‌کش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      I noticed a small snag on my sweater after I brushed against the fence.

      بعداز اینکه به نرده برخورد کردم، متوجه نخ‌کش کوچکی روی ژاکتم شدم.

      She tried to fix the snag in her dress with a needle.

      او سعی کرد با سوزن نخ‌کش پیراهنش را درست کند.

      noun countable informal

      غذا و آشپزی (انگلیسی استرالیایی) سوسیس

      شکل رسمی: sausage

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده

      They served grilled snags with onions and sauce.

      آن‌ها سوسیس‌های کبابی را با پیاز و سس سرو کردند.

      Can you pass me a snag with some mustard?

      می‌تونی یک سوسیس با کمی خردل به من بدی؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I grabbed a hot snag from the food stand.

      من یک سوسیس داغ از غرفه‌ی غذا گرفتم.

      verb - transitive

      پاره شدن (با چیز تیز)، نخ‌کش شدن

      He snagged his pants on the barbed wire fence.

      شلوارش با حصار سیم‌خاردار پاره شد.

      She snagged her dress on the door handle.

      پیراهنش به دستگیره‌ی در گیر کرد و نخ‌کش شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Commerce was snagged by a lack of foreign exchange.

      فقدان ارز خارجی، بازرگانی را مختل کرد.

      verb - transitive informal

      انگلیسی آمریکایی به دست آوردن، قاپیدن، تور کردن، به چنگ آوردن، گیر آوردن، گرفتن

      She succeeded in snagging a rich husband.

      موفق شد که شوهر پولداری را تور کند.

      She snagged the last ticket before it sold out.

      او آخرین بلیت را قبل‌از اینکه تمام شود قاپید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد snag

      1. noun complication in situation
        Synonyms:
        problem difficulty obstacle inconvenience disadvantage impediment obstruction barrier catch hitch bug glitch holdup drawback curb clog brake drag knot hole bar hamper fix crunch pickle scrape spot hurdle puzzler tight spot the rub stumbling block crimp cropper catch-22
        Antonyms:
        advantage convenience
      1. verb catch on something
        Synonyms:
        run into nail catch rip tear hole

      ارجاع به لغت snag

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «snag» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/snag

      لغات نزدیک snag

      • - snaffle
      • - snafu
      • - snag
      • - snaggletooth
      • - snaggletoothed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hoot human resources planning huxley ian icefall if need be ifs and buts ill nature ill-fated immensity immense asset importance in due course in line of duty in style چغاله‌بادام چوریزو حائز حراست‌نشده پارچه‌ی موج‌دار چه حیف حشره‌شناسی سپرزدارو حضور مطلق خمیر یوفکا دل‌نشین دورودراز عاقبت عجله گریختن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.