آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مرداد ۱۴۰۴

      Glitch

      ɡlɪtʃ ɡlɪtʃ

      گذشته‌ی ساده:

      glitched

      شکل سوم:

      glitched

      سوم‌شخص مفرد:

      glitches

      وجه وصفی حال:

      glitching

      شکل جمع:

      glitches

      معنی glitch | جمله با glitch

      noun countable

      اشکال، نقص، ایراد، مشکل فنی، خطا (کوچک)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      There was a small glitch in the plan, but we managed to solve it quickly.

      ایرادی مختصر در طرح وجود داشت، اما توانستیم آن را سریع حل کنیم.

      A glitch in the registration process caused confusion among participants.

      خطای کوچکی در روند ثبت‌نام باعث سردرگمی شرکت‌کنندگان شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a glitch in the spacecraft's engine

      اشکال فنی در موتور فضاپیما

      noun countable

      گلیچ، نوسان برق، اختلال الکتریکی (کامپیوتر و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The television screen went black because of an electrical glitch.

      صفحه‌ی تلویزیون به‌خاطر اختلال الکتریکی سیاه شد.

      Surge protectors are designed to prevent damage from power glitches.

      محافظ‌های برق برای جلوگیری از آسیب ناشی از نوسان برق طراحی شده‌اند.

      verb - intransitive

      دچار اشکال شدن، نقص پیدا کردن، اختلال پیدا کردن

      The app glitched and logged me out unexpectedly.

      برنامه خطا داد و به‌طور ناگهانی مرا از حساب کاربری خارج کرد.

      The software glitched during the demo and froze the screen.

      نرم‌افزار، هنگام دمو دچار اختلال شد و صفحه را قفل کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد glitch

      1. noun error
        Synonyms:
        problem flaw defect bug something wrong mishap setback snag hitch malfunction misfire snafu
      1. noun a fault or defect in a computer program, system, or machine
        Synonyms:
        bug

      سوال‌های رایج glitch

      گذشته‌ی ساده glitch چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده glitch در زبان انگلیسی glitched است.

      شکل سوم glitch چی میشه؟

      شکل سوم glitch در زبان انگلیسی glitched است.

      شکل جمع glitch چی میشه؟

      شکل جمع glitch در زبان انگلیسی glitches است.

      وجه وصفی حال glitch چی میشه؟

      وجه وصفی حال glitch در زبان انگلیسی glitching است.

      سوم‌شخص مفرد glitch چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد glitch در زبان انگلیسی glitches است.

      معنی glitch به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Glitch» در زبان فارسی به «اختلال کوچک» یا «نقص موقتی» ترجمه می‌شود.

      این واژه به معنای یک اشکال یا نقص ناگهانی و معمولاً کوتاه‌مدت در عملکرد یک سیستم، دستگاه، نرم‌افزار یا حتی فرآیندهای مختلف است. Glitch معمولاً باعث بروز مشکلات جزئی و موقتی می‌شود که به سرعت قابل اصلاح و برطرف شدن هستند، اما می‌توانند موقتا کارکرد صحیح را مختل کنند.

      در دنیای فناوری و کامپیوتر، glitch به مشکلاتی اشاره دارد که به دلیل خطاهای نرم‌افزاری، سخت‌افزاری، یا تداخل‌های سیستمی ایجاد می‌شوند. برای مثال، یک برنامه ممکن است به دلیل وجود glitch به صورت غیرمنتظره‌ای متوقف شود یا یک بازی ویدئویی ممکن است با اشکالات گرافیکی روبه‌رو شود که موجب تجربه‌ی نامطلوب کاربر شود. این اختلالات معمولاً جزئی هستند اما اگر برطرف نشوند، ممکن است مشکلات بزرگ‌تری ایجاد کنند.

      علاوه بر فناوری، glitch می‌تواند در حوزه‌های دیگر مانند صوت و تصویر نیز مشاهده شود. برای مثال در ضبط‌های صوتی، یک صدای ناگهانی و غیرعادی به عنوان glitch شناخته می‌شود که کیفیت صدا را کاهش می‌دهد. همچنین در ویدئوها، پرش تصویر یا خطوط ناخواسته نیز نمونه‌ای از glitch به شمار می‌روند.

      این واژه گاهی به شکل استعاری نیز به کار می‌رود تا به مشکلات یا اختلالات کوچک در روندهای کاری، زندگی روزمره یا روابط اشاره کند. مثلاً وقتی یک برنامه کاری به دلایلی کوتاه‌مدت با مشکل روبه‌رو می‌شود، ممکن است گفته شود که یک glitch در روند کار رخ داده است.

      glitch مفهومی است که به نقص‌های موقتی و کوچک اشاره دارد که معمولاً قابل اصلاح هستند ولی می‌توانند به طور موقت عملکرد یا کیفیت را تحت تأثیر قرار دهند. شناخت و رفع به موقع این اختلالات اهمیت بالایی دارد تا سیستم‌ها و فرآیندها به درستی کار کنند و مشکلات بزرگ‌تر پیش نیاید.

      ارجاع به لغت glitch

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «glitch» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/glitch

      لغات نزدیک glitch

      • - glisten
      • - glister
      • - glitch
      • - glitter
      • - glitterati
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.