آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ اسفند ۱۴۰۳

      Curb

      kɜːrb kɜːb

      گذشته‌ی ساده:

      curbed

      شکل سوم:

      curbed

      سوم‌شخص مفرد:

      curbs

      وجه وصفی حال:

      curbing

      شکل جمع:

      curbs

      معنی curb | جمله با curb

      verb - transitive C2

      مجازی مهار کردن، کنترل کردن (احساسات و غیره)، محدود کردن (هزینه‌ها)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      He could not curb his passions.

      او نمی‌توانست شهوات خود را مهار کند.

      to curb a desire

      خواسته‌ای را مهار کردن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The parliament is trying to curb the government's powers.

      مجلس شورا می‌کوشد قدرت‌های دولت را مهار کند.

      noun countable

      مجازی مهار، محدودیت، مانع، سد (هرچیزی که کنترل یا بازداری یا سرکوب کند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      a curb on the government's powers

      محدودیتی بر اختیارات دولت

      a curb on price increases

      مانع بالا رفتن قیمت‌ها

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی جدول، لبه‌ی جدول (پیاده‌رو و خیابان)

      curb, جدول، لبه‌ی جدول (پیاده‌رو و خیابان)

      He stood on the (street) curb.

      او روی لبه‌ی جدول خیابان ایستاد.

      Please be careful not to park on the curb.

      لطفاً مراقب باشید که روی جدول پارک نکنید.

      noun

      اقتصاد بازار سهام پذیرفته‌نشده در بورس

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      Many investors find the curb to be a valuable platform.

      بسیاری از سرمایه‌گذاران بازار سهام پذیرفته‌نشده در بورس را پلتفرم ارزشمندی می‌دانند.

      Many investors turn to the curb for trading securities.

      بسیاری از سرمایه‌گذاران برای معامله‌ی اوراق بهادار به بازار سهام پذیرفته‌نشده در بورس روی می‌آورند.

      verb - transitive

      مهاردار کردن

      The construction workers will curb the sidewalk.

      کارگران ساختمانی پیاده‌رو را مهاردار می‌کنند.

      The city decided to curb the newest street.

      شهر تصمیم گرفت جدیدترین خیابان را مهاردار کند.

      verb - transitive

      جانورشناسی لگام زدن، دهنه زدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      Please remember to curb your dog when you take him for a walk.

      لطفاً به یاد داشته باشید که وقتی سگ خود را به پیاده‌روی می‌برید به آن لگام بزنید.

      Please curb your dog.

      لطفاً به سگت دهنه بزن.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد curb

      1. noun restraining device; check
        Synonyms:
        control restraint restriction limitation check barrier hindrance deterrent rein brake chain bridle harness edge border lip rim ledge restrainer
        Antonyms:
        opening encouragement
      1. verb repress, restrict
        Synonyms:
        control check restrict repress contain restrain suppress hold back inhibit moderate deny withhold hinder impede constrain tame refrain bridle tie tie up leash fetter hamper shackle manacle hobble muzzle retard subdue box in bottle up hold in cool off cool down hog-tie abstain clog ice cook bring to screeching halt keep tight rein on keep lid on send up scrub bit entrammel
        Antonyms:
        help aid assist encourage foster

      سوال‌های رایج curb

      گذشته‌ی ساده curb چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده curb در زبان انگلیسی curbed است.

      شکل سوم curb چی میشه؟

      شکل سوم curb در زبان انگلیسی curbed است.

      شکل جمع curb چی میشه؟

      شکل جمع curb در زبان انگلیسی curbs است.

      وجه وصفی حال curb چی میشه؟

      وجه وصفی حال curb در زبان انگلیسی curbing است.

      سوم‌شخص مفرد curb چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد curb در زبان انگلیسی curbs است.

      ارجاع به لغت curb

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «curb» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/curb

      لغات نزدیک curb

      • - curative
      • - curator
      • - curb
      • - curb inflation
      • - curb roof
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.