آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Tame

    teɪm teɪm

    گذشته‌ی ساده:

    tamed

    شکل سوم:

    tamed

    سوم‌شخص مفرد:

    tames

    وجه وصفی حال:

    taming

    صفت تفضیلی:

    tamer

    صفت عالی:

    tamest

    معنی tame | جمله با tame

    verb - transitive adjective

    رام، اهلی، بی‌روح، بی‌مزه، خودمانی، راه کردن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    a tame monkey

    میمون رام

    wild animals and tame animals

    حیوانات وحشی و حیوانات رام

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    I have got a tame servant who keeps my house in order.

    نوکر سربه‌راهی دارم که خانه‌ام را مرتب و منظم می‌کند.

    Several dams have made the Mississippi a pretty tame and useful river.

    سدهای متعدد رودخانه‌ی می‌سی‌سی‌پی را مهار و قابل‌استفاده کرده است.

    a tame boxing match

    مسابقه‌ی مشت‌زنی خسته‌کننده

    a tame book

    کتاب بی‌مزه

    The yield of wild corn is much less than of tame varieties.

    بازده ذرت وحشی از بازده انواع اهلی آن بسیار کمتر است.

    It is practically impossible to tame such animals as lions and tigers.

    رام کردن برخی از جانوران مانند شیر و پلنگ عملاً غیر‌ممکن است.

    She finally managed to tame her husband.

    بالأخره موفق شد که شوهر خود را رام کند.

    the building of roads and the taming of wild rivers

    ساختن جاده و مهار کردن رودخانه‌های سرکش

    the taming of a shrew

    آدم کردن یک سلیطه

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tame

    1. adjective domesticated, compliant
      Synonyms:
      domestic trained docile obedient submissive disciplined manageable gentle meek tractable amenable pliant compliant cultivated habituated acclimatized civilized broken subdued harnessed housebroken harmless pliable mild yoked bridled biddable unresisting muzzled overcome kindly gentle as a lamb busted fearless unafraid
      Antonyms:
      wild untamed unmanageable violent
    1. adjective dull, uninteresting
      Synonyms:
      boring uninteresting flat tedious bland vapid feeble weak lifeless insipid spiritless unexciting mild conventional routine monotonous prosaic humdrum uninspiring halfhearted limp diluted bloodless wearisome boiled down white-bread without punch
      Antonyms:
      interesting exciting bright
    1. verb domesticate, make compliant
      Synonyms:
      train discipline check curb restrain subdue repress suppress soften pacify mitigate domesticize gentle humble break conquer vanquish enslave subjugate bridle break in break the spirit bring to heel bust temper tone down water down domiciliate house-train housebreak mute make compliant

    سوال‌های رایج tame

    گذشته‌ی ساده tame چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده tame در زبان انگلیسی tamed است.

    شکل سوم tame چی میشه؟

    شکل سوم tame در زبان انگلیسی tamed است.

    وجه وصفی حال tame چی میشه؟

    وجه وصفی حال tame در زبان انگلیسی taming است.

    سوم‌شخص مفرد tame چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد tame در زبان انگلیسی tames است.

    صفت تفضیلی tame چی میشه؟

    صفت تفضیلی tame در زبان انگلیسی tamer است.

    صفت عالی tame چی میشه؟

    صفت عالی tame در زبان انگلیسی tamest است.

    ارجاع به لغت tame

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «tame» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/tame

    لغات نزدیک tame

    • - tambov
    • - tamburitza
    • - tame
    • - tameable
    • - tameless
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.