با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Docile

ˈdɑːsl ˈdəʊsaɪl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more docile
  • صفت عالی:

    most docile
  • adjective
    رام، سر‌به‌راه، تعلیم‌پذیر، مطیع، حرف‌شنو، حرف‌گوش‌کن
    • - The docile horse stood calmly.
    • - اسب رام به‌آرامی ایستاد.
    • - The docile student always completed her assignments on time.
    • - شاگرد حرف‌شنو همیشه تکالیفش را سر وقت انجام می‌داد.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد docile

  1. adjective compliant, submissive
    Synonyms: accommodating, acquiescent, adaptable, agreeable, amenable, biddable, childlike, complacent, cool, docious, ductile, easily influenced, easy, easygoing, gentle, governable, humble, laid-back, manageable, meek, mellow, mild, obedient, obliging, orderly, pliable, pliant, quiet, resigned, soft, tame, teachable, tractable, usable, weak-kneed, well-behaved, willing, yielding
    Antonyms: determined, headstrong, inflexible, intractable, obstinate, opinionated, stubborn, uncooperative, unyielding

ارجاع به لغت docile

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «docile» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/docile

لغات نزدیک docile

پیشنهاد و بهبود معانی