Yielding

ˈjiːldɪŋ ˈjiːldɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    yielded
  • شکل سوم:

    yielded
  • سوم‌شخص مفرد:

    yields

معنی‌ها

adjective
پر بازده، پر حاصل، بارور، پرسود، سودآور

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
adjective
خمپذیر، قابل انعطاف
adjective
تسلیم، مطیع، فرمانبر
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد yielding

  1. adjective accommodating
    Synonyms:
    compliant submissive obedient docile tractable acquiescent pliant pliable flexible easy passive resigned biddable nonresistant humble putty in one’s hands
    Antonyms:
    resistant obstinate unflexible
  1. adjective soft, flexible
    Synonyms:
    flexible supple pliable plastic elastic resilient springy squishy mushy spongy tractable pulpy malleable unresisting pappy quaggy tractile
    Antonyms:
    hard rigid solid unflexible

ارجاع به لغت yielding

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «yielding» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/yielding

لغات نزدیک yielding

پیشنهاد بهبود معانی