آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ مرداد ۱۴۰۵

      Compliant

      kəmˈplaɪənt kəmˈplaɪənt

      صفت تفضیلی:

      more compliant

      صفت عالی:

      most compliant

      معنی compliant | جمله با compliant

      adjective formal B2

      مطیع، فرمان‌بر، فرمان‌بُردار، پذیرنده، پذیرا

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The compliant student followed the teacher's instructions.

      دانش‌آموز مطیع از دستور معلم پیروی کرد.

      He became compliant after realizing the rules were strict.

      پس‌از این‌که فهمید قوانین سخت‌گیرانه‌اند، او فرمان‌بُردار شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She remained compliant during the entire meeting.

      او در طول جلسه کاملاً مطیع بود.

      The compliant worker followed the manager's directions promptly.

      کارمند فرمان‌بُردار به‌سرعت از دستورهای مدیر پیروی کرد.

      A compliant attitude can make teamwork smoother.

      نگرش پذیرنده می‌تواند کار گروهی را روان‌تر کند.

      adjective B2

      متعهد، سازگار، منطبق (با مقررات)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      She always follows the rules and is known for being compliant in her work.

      او همیشه قوانین را رعایت می‌کند و در محل کارش به‌عنوان فردی متعهد شناخته می‌شود.

      The company's new software is compliant with all industry regulations.

      نرم‌افزار جدید شرکت منطبق با تمامی مقررات صنعت است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد compliant

      1. adjective willing to carry out the wishes of others
        Synonyms:
        obedient willing easy submissive manageable amenable docile pliant yielding flexible acquiescent conformable tractable biddable meek supple
        Antonyms:
        defiant

      سوال‌های رایج compliant

      صفت تفضیلی compliant چی میشه؟

      صفت تفضیلی compliant در زبان انگلیسی more compliant است.

      صفت عالی compliant چی میشه؟

      صفت عالی compliant در زبان انگلیسی most compliant است.

      ارجاع به لغت compliant

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «compliant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/compliant

      لغات نزدیک compliant

      • - compliance
      • - compliancy
      • - compliant
      • - complicacy
      • - complicate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت error و mistake چیست؟

      تفاوت error و mistake چیست؟

      تفاوت tell و say چیست؟

      تفاوت tell و say چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      keep your word keratin kitakyushu lead the field lesion lie through one's teeth liquefaction loyalty card madly backstage swinger playboy figure of speech all in all concussion عبور مثلا هم‌خانواده خصلت خطرناک شله شمارش معکوس شمارش کردن خیار پاپیون چای خسته زانو سیراب شفق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.