صفت تفضیلی:
more compliantصفت عالی:
most compliantمطیع، فرمانبر، فرمانبُردار، پذیرنده، پذیرا
The compliant student followed the teacher's instructions.
دانشآموز مطیع از دستور معلم پیروی کرد.
He became compliant after realizing the rules were strict.
پساز اینکه فهمید قوانین سختگیرانهاند، او فرمانبُردار شد.
She remained compliant during the entire meeting.
او در طول جلسه کاملاً مطیع بود.
The compliant worker followed the manager's directions promptly.
کارمند فرمانبُردار بهسرعت از دستورهای مدیر پیروی کرد.
A compliant attitude can make teamwork smoother.
نگرش پذیرنده میتواند کار گروهی را روانتر کند.
متعهد، سازگار، منطبق (با مقررات)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She always follows the rules and is known for being compliant in her work.
او همیشه قوانین را رعایت میکند و در محل کارش بهعنوان فردی متعهد شناخته میشود.
The company's new software is compliant with all industry regulations.
نرمافزار جدید شرکت منطبق با تمامی مقررات صنعت است.
صفت تفضیلی compliant در زبان انگلیسی more compliant است.
صفت عالی compliant در زبان انگلیسی most compliant است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «compliant» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/compliant