آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ اسفند ۱۴۰۲

      Mushy

      ˈmʌʃi ˈmʌʃi

      صفت تفضیلی:

      mushier

      صفت عالی:

      mushiest

      معنی mushy | جمله با mushy

      adjective

      حریره‌مانند، خمیری

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The ripe banana was mushy.

      موز رسیده خمیری بود.

      The overcooked noodles turned out mushy.

      نودل که بیش‌ازحد پخته شده بود، حالت حریره‌مانند پیدا کرد.

      adjective

      آبکی، بیش‌ازحد احساساتی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      I'm not a fan of romantic movies because they tend to be mushy for my taste.

      طرفدار فیلم‌های عاشقانه نیستم زیرا آن‌ها برای سلیقه‌ی من آبکی هستند.

      She gets mushy every time she sees a puppy or a baby.

      هر بار که توله‌سگ یا بچه‌ای را می‌بیند، بیش‌ازحد احساساتی می‌شود.

      adjective

      مبهم، نامفهوم

      The mushy details of the story made it difficult to understand the main plot.

      جزئیات مبهم داستان درک طرح اصلی را دشوار می‌کرد.

      The old recording had a mushy sound.

      صفحه‌ی قدیمی (گرام) صدای نامفهومی داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mushy

      1. adjective doughy, soft
        Synonyms:
        soft squishy slushy spongy semisolid semiliquid pulpy pulpous pap pastelike gelatinous jelled quaggy
        Antonyms:
        hard stiff
      1. adjective romantic, corny
        Synonyms:
        emotional sentimental lovey-dovey slushy soppy sappy sugary syrupy schmaltzy sloppy mawkish maudlin effusive weepy tear-jerking bathetic
        Antonyms:
        unromantic unfeeling

      لغات هم‌خانواده mushy

      adjective
      mushy
      adverb
      mushily

      سوال‌های رایج mushy

      صفت تفضیلی mushy چی میشه؟

      صفت تفضیلی mushy در زبان انگلیسی mushier است.

      صفت عالی mushy چی میشه؟

      صفت عالی mushy در زبان انگلیسی mushiest است.

      ارجاع به لغت mushy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mushy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/mushy

      لغات نزدیک mushy

      • - mushily
      • - mushroom
      • - mushy
      • - mushy peas
      • - music
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hr clanker Gen Z stare overtourism tariff allyship turnip pumpkin squash artichoke okra chard watercress arugula dynamite غفران مصاحبت میدان دید مالش دادن میز تنظیم متر مجسمه‌ساز ماهیچه‌ی گوساله معاون جرم موج‌سواری کردن مدیریت بحران مرگ موش مدرن مرا مرغ سوخاری
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.