آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ مرداد ۱۴۰۴

    Sloppy

    ˈslɑːpi ˈslɒpi

    صفت تفضیلی:

    sloppier

    صفت عالی:

    sloppiest

    معنی sloppy | جمله با sloppy

    adjective

    نامرتب، شلخته، افتاده، گشاد، وِل، بدفرم

    sloppy, نامرتب، شلخته، افتاده، گشاد، وِل، بدفرم

    She prefers elegant dresses to sloppy, casual wear.

    او لباس‌های شیک را به لباس‌های گشاد و راحت ترجیح می‌دهد.

    His sloppy clothes made him look like he had just gotten out of bed.

    لباس‌های نامرتبش طوری بود که انگار تازه از خواب بیدار شده است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Susan dresses sloppily.

    سوسن شلخته‌وار لباس می‌پوشد.

    adjective

    بی‌دقت، سهل‌انگار، سرسری، نامنظم، بی‌ملاحظه، غیرحرفه‌ای، عجولانه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    The engineer's sloppy calculations nearly caused a major failure.

    محاسبات عجولانه‌ی مهندس نزدیک بود باعث خرابی بزرگی شود.

    He made a sloppy presentation, and the manager wasn’t impressed.

    او ارائه‌ای سهل‌انگارانه انجام داد و مدیر تحت‌تأثیر قرار نگرفت.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    sloppy repair

    تعمیر ناشیانه

    sloppy writing

    نگارش سرهم‌بندی‌شده

    adjective

    شُل، خیس، آبکی، آبدار

    I don’t like sloppy soup. it feels more like water than food.

    من سوپ شل دوست ندارم؛ بیشتر شبیه آب است تا غذا.

    The mud in the backyard was so sloppy that our shoes kept getting stuck.

    گل‌ولای در حیاط پشتی آن‌قدر خیس بود که کفش‌هایمان مدام گیر می‌کرد.

    adjective

    گل‌آلود، خیس، نرم (زمین یا مسیر مسابقه)

    The sloppy dirt made it hard for the horses to run at full speed.

    خاک نرم باعث شد که اسب‌ها نتوانند با سرعت کامل بدوند.

    After the heavy rain, the soccer field became sloppy and slippery.

    بعداز باران شدید، زمین فوتبال خیس و لغزنده شد.

    adjective informal

    لوس، آبکی (در بیان احساسات)

    I don’t like those sloppy love letters that are full of clichés.

    من آن نامه‌های عاشقانه‌ی لوس و کلیشه‌ای را دوست ندارم.

    Their sloppy affection embarrassed their friends at the party.

    ابراز احساسات آبکی آن‌ها، دوستانشان را در مهمانی شرمنده کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sloppy

    1. adjective messy
      Synonyms:
      dirty untidy unkempt disheveled slovenly careless slapdash clumsy awkward botched poor mediocre inattentive not clean dingy muddy wet watery slushy sludgy splashy slipshod unthorough bedraggled tacky
      Antonyms:
      clean tidy neat orderly

    سوال‌های رایج sloppy

    معنی اسلاپی - Sloppy به فارسی یعنی چه؟

    کلمه "sloppy" در زبان انگلیسی به صورت صفت به کار می‌رود و دارای معانی مختلفی است که بسته به زمینه‌ی استفاده، می‌تواند معانی متفاوتی داشته باشد.

    معنی کلی و ریشه لغوی:

    کلمه "sloppy" از واژه "slop" گرفته شده است که به معنای مایع ریخته شده یا چیزی است که نامرتب و خیس است. این ریشه باعث شده است که "sloppy" به معنای چیزی نامرتب، کثیف یا بدون دقت باشد.


    معانی و کاربردهای مختلف:

    ۱. نامرتب و شلخته:

    اصلی‌ترین معنی "sloppy" اشاره به چیزی دارد که به صورت نامرتب، شلخته یا بی‌نظم است. مثلاً لباس‌های شلخته یا اتاقی که به هم ریخته باشد را می‌توان "sloppy" توصیف کرد.


    ۲. بی‌دقت و بد انجام شده:

    "Sloppy" می‌تواند به کاری اشاره داشته باشد که با بی‌دقتی یا عجله انجام شده و کیفیت پایینی دارد. مثلاً یک گزارش یا پروژه که بدون دقت تهیه شده باشد.


    ۳. خیس یا غرق در مایع:

    گاهی اوقات "sloppy" به معنای خیس و لغزنده است، مثلا وقتی کسی در گل یا آب زیاد فرو رفته باشد.


    ۴. احساسی و بیش از حد احساساتی:

    در برخی موارد، "sloppy" برای توصیف رفتار یا حرف‌هایی به کار می‌رود که بیش از حد احساساتی یا احساسی و حتی کمی بچگانه و غیرجدی هستند.


    - این کلمه معمولا بار منفی دارد و اشاره به کم‌کاری، بی‌نظمی یا بی‌دقتی می‌کند.

    - در مکالمات روزمره، وقتی کسی می‌گوید "Don't be sloppy!" یعنی از کسی می‌خواهد که دقیق‌تر و منظم‌تر باشد.

    - "Sloppy" را می‌توان به عنوان توصیف برای رفتار، ظاهر، نوشتار، کار یا حتی غذا استفاده کرد، اما در هر مورد معنی متفاوتی می‌گیرد.

    - واژه‌های مشابه و مترادف شامل "messy" (نامرتب) و "careless" (بی‌دقت) هستند، اما "sloppy" معمولا حس قوی‌تری از بی‌نظمی و کم‌کاری را منتقل می‌کند.

    صفت تفضیلی sloppy چی میشه؟

    صفت تفضیلی sloppy در زبان انگلیسی sloppier است.

    صفت عالی sloppy چی میشه؟

    صفت عالی sloppy در زبان انگلیسی sloppiest است.

    ارجاع به لغت sloppy

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «sloppy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sloppy

    لغات نزدیک sloppy

    • - sloper
    • - sloppiness
    • - sloppy
    • - sloppy joe
    • - slopwork
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.