شکل جمع:
neatsصفت تفضیلی:
neaterصفت عالی:
neatestمرتب، منظم، پاکیزه، تمیز، آراسته، شستهورفته، صافوساده، ترگلورگل
While the experimental data was comprehensive, its presentation lacked a neat, systematic organization, making interpretation challenging.
درحالیکه دادههای تجربی جامع بود، ارائهی آن فاقد سازماندهی مرتب و سیستماتیک بود که تفسیر را دشوار میکرد.
Please try to keep your room neat and tidy before guests arrive.
لطفاً سعی کنید قبلاز رسیدن مهمانان اتاقتان را منظم و تمیز نگه دارید.
Not all human problems have neat solutions.
همهی مسائل انسانی راهحلهای صافوساده ندارند.
a neat set of rules
یک سلسله مقررات شستهورفته
her neat plans
نقشههای ترگلورگل او
a neat housewife
کدبانوی تروتمیز
a neat employee
کارمند مرتب
انگلیسی آمریکایی خوب، عالی، محشر، معرکه، دلپذیر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The architect presented a neat conceptual design for the sustainable housing project, emphasizing its innovative energy efficiency.
معمار یک طرح مفهومی عالی برای پروژهی مسکن پایدار ارائه کرد و بر بهرهوری انرژی نوآورانهی آن تأکید نمود.
That was a neat trick you did with the cards!
آن حقهای که با کارتها زدی معرکه بود!
a neat bicycle
دوچرخهی خوب
We had a neat time at the picnic.
در پیکنیک خیلی به ما خوش گذشت.
هوشمندانه، مهارتآمیز، زبردستانه، چیرهدستانه، زیرکانه، ماهرانه، مؤثر (عمل، سخن، کار هنری و ...)
Scientists devised a neat experimental setup to measure the subatomic particles with unprecedented accuracy, leading to significant breakthroughs in quantum physics.
دانشمندان یک چیدمان آزمایشی زیرکانه برای اندازهگیری ذرات زیراتمی با دقت بیسابقهای طراحی کردند که منجر به پیشرفتهای چشمگیری در فیزیک کوانتوم شد.
a neat theft
سرقت هوشمندانه
a neat way of carving up a chicken
راه ماهرانه برای قطعهقطعهکردن مرغ
ناب، خالص، ناآمیخته، نیالوده (در مورد نوشیدنی الکلی قوی)
The tradition of serving certain distilled beverages neat often reflects a cultural emphasis on the purity and craftsmanship of the product.
سنت سرو برخی نوشیدنیهای تقطیری خالص اغلب نشاندهندهی تأکید فرهنگی بر خلوص و مهارت ساخت محصول است.
He prefers his whiskey neat, without any ice or mixer.
او ویسکی خود را خالص ترجیح میدهد، بدون هیچ یخ یا نوشیدنی دیگری.
neat brandy
براندی خالص (که به آن آب و غیره نیافزودهاند)
خالص
In order to achieve the desired reaction, it is imperative to use neat reagents, as any dilution could alter the experimental outcome significantly.
برای دستیابی به واکنش مورد نظر، استفاده از معرفهای خالص ضروری است؛ زیرا هرگونه رقیقسازی میتواند نتیجهی آزمایش را بهطور قابل توجهی تغییر دهد.
neat cement
سیمان خالص (بدون شن)
قشنگ و خوانا (خط)
Candidates are advised to ensure their responses are presented in a neat and legible script to facilitate assessment.
به داوطلبان توصیه میشود برای تسهیل ارزیابی، پاسخهای خود را با خطی قشنگ و خوانا ارائه دهند.
Her handwriting was so neat that it was a pleasure to read her notes.
دستخط او آنقدر قشنگ و خوانا بود که خواندن یادداشتهایش لذتبخش بود.
a neat handwriting
خط قشنگ و خوانا
جانورشناسی گاو اهلی
همچنین در حالت جمع میتوان از neat استفاده کرد.
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی جانورشناسی
Research indicates that selective breeding programs have significantly enhanced the productivity of the neat for both dairy and meat industries over the past century.
تحقیقات نشان میدهد که برنامههای پرورش انتخابی بهطور قابل توجهی بهرهوری گاو اهلی را برای صنایع لبنی و گوشت در طول قرن گذشته افزایش داده است.
We saw a neat grazing peacefully in the pasture near the old farmhouse.
ما یک گاو اهلی را دیدیم که آرام در چراگاه نزدیک خانهی مزرعهی قدیمی چرا میکرد.
تمیز و مرتب، تروتمیز، مرتب و منظم، آراسته و مرتب
صفت تفضیلی neat در زبان انگلیسی neater است.
صفت عالی neat در زبان انگلیسی neatest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «neat» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/neat