آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Handy

ˈhændi ˈhændi

صفت تفضیلی:

handier

صفت عالی:

handiest

معنی handy | جمله با handy

adjective C2

با دست انجام شده، دستی

The station was located in a handy place.

ایستگاه در محل نزدیکی قرار داشت.

adjective

دم دست، آماده، موجود، قابل‌استفاده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
adjective

چابک، چالاک، ماهر، استاد در کارخود، سودمند

adjective

روان، به‌سهولت قابل‌استفاده، آسان، بی‌دردسر

A handy boat.

کشتی که آسان رانده می‌شود.

a handy device

وسیله‌ی بی‌دردسر

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد handy

  1. adjective nearby
    Synonyms:
    near close at hand available ready on hand close by near-at-hand close-at-hand within reach convenient adjacent accessible
  1. adjective adept physically
    Antonyms:
    clumsy awkward inept bungling unhandy bumbling

لغات هم‌خانواده handy

سوال‌های رایج handy

صفت تفضیلی handy چی میشه؟

صفت تفضیلی handy در زبان انگلیسی handier است.

صفت عالی handy چی میشه؟

صفت عالی handy در زبان انگلیسی handiest است.

ارجاع به لغت handy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «handy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/handy

لغات نزدیک handy

پیشنهاد بهبود معانی