صفت تفضیلی:
handierصفت عالی:
handiestراحت، روان، آسان، بیدردسر، بهسهولت قابلاستفاده
a handy device
وسیلهی بیدردسر
This folding knife is really handy for camping.
این چاقوی تاشو برای کمپینگ واقعاً خیلی راحت است.
This app is handy for translating signs when you travel.
این برنامه برای ترجمهی تابلوها هنگام سفر بهسهولت قابلاستفاده است.
A handy boat.
کشتی که آسان رانده میشود.
ماهر، استاد، چابک، چالاک
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He's handy with numbers and manages the company's accounts.
او در محاسبات ماهر است و حسابهای شرکت را مدیریت میکند.
My uncle is handy in the kitchen and cooks delicious meals.
عمویم در آشپزخانه استاد است و غذاهای خوشمزه درست میکند.
The carpenter is handy and works quickly without mistakes.
نجار ماهر است و سریعاً بدون اشتباه کار میکند.
در دسترس، دم دست، نزدیک، آماده، موجود
Keep a pen handy for signing the forms.
برای امضای فرمها، یک خودکار دمدست نگه دارید.
She kept her keys handy on a hook by the door.
او کلیدهایش را روی یک قلاب کنار در گذاشت تا در دسترس باشند.
The station was located in a handy place.
ایستگاه در محل نزدیکی قرار داشت.
صفت تفضیلی handy در زبان انگلیسی handier است.
صفت عالی handy در زبان انگلیسی handiest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «handy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/handy