آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ تیر ۱۴۰۵

      Handy

      ˈhændi ˈhændi

      صفت تفضیلی:

      handier

      صفت عالی:

      handiest

      معنی handy | جمله با handy

      adjective C2

      راحت، روان، آسان، بی‌دردسر، به‌سهولت قابل‌استفاده

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      a handy device

      وسیله‌ی بی‌دردسر

      This folding knife is really handy for camping.

      این چاقوی تاشو برای کمپینگ واقعاً خیلی راحت است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This app is handy for translating signs when you travel.

      این برنامه برای ترجمه‌ی تابلوها هنگام سفر به‌سهولت قابل‌استفاده است.

      A handy boat.

      کشتی که آسان رانده می‌شود.

      adjective

      ماهر، استاد، چابک، چالاک

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      He's handy with numbers and manages the company's accounts.

      او در محاسبات ماهر است و حساب‌های شرکت را مدیریت می‌کند.

      My uncle is handy in the kitchen and cooks delicious meals.

      عمویم در آشپزخانه استاد است و غذاهای خوش‌مزه درست می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The carpenter is handy and works quickly without mistakes.

      نجار ماهر است و سریعاً بدون اشتباه کار می‌کند.

      adjective

      در دسترس، دم دست، نزدیک، آماده، موجود

      Keep a pen handy for signing the forms.

      برای امضای فرم‌ها، یک خودکار دم‌دست نگه دارید.

      She kept her keys handy on a hook by the door.

      او کلیدهایش را روی یک قلاب کنار در گذاشت تا در دسترس باشند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The station was located in a handy place.

      ایستگاه در محل نزدیکی قرار داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد handy

      1. adjective nearby
        Synonyms:
        near close at hand available ready on hand close by near-at-hand close-at-hand within reach convenient adjacent accessible
        Antonyms:
        faraway inconveniently unhandy
      1. adjective easy to use
        Synonyms:
        useful helpful convenient practical available functional manageable ready advantageous beneficial adaptable serviceable profitable central neat wieldy practicable gainful utile
        Antonyms:
        hard inconvenient useless awkward unhandy
      1. adjective adept physically
        Synonyms:
        skilled proficient able expert deft skillful clever adroit dexterous fit ready nimble ingenious
        Antonyms:
        clumsy awkward inept bungling unhandy bumbling

      لغات هم‌خانواده handy

      noun
      hand, handful
      adjective
      underhand, handy
      verb - transitive
      hand
      adverb
      handily

      سوال‌های رایج handy

      صفت تفضیلی handy چی میشه؟

      صفت تفضیلی handy در زبان انگلیسی handier است.

      صفت عالی handy چی میشه؟

      صفت عالی handy در زبان انگلیسی handiest است.

      ارجاع به لغت handy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «handy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/handy

      لغات نزدیک handy

      • - handwriting
      • - handwritten
      • - handy
      • - handyman
      • - hang
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.