آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ مرداد ۱۴۰۴

    Awkward

    ˈɒːkwərd ˈɔːkwəd

    صفت تفضیلی:

    more awkward

    صفت عالی:

    most awkward

    معنی awkward | جمله با awkward

    adjective B2

    ناجور، نامناسب، ناخوشایند، سخت، دشوار

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

    مشاهده

    I found myself in an awkward position.

    خود را در موقعیت سختی یافتم.

    My situation between the two mutually hostile brothers was very awkward.

    وضعیت من در میان آن دو برادری که به هم خصومت می‌ورزیدند بسیار ناخوشایند بود.

    adjective B2

    خجالت‌آور، حجب‌آفرین، شرمنده‌کننده، خجل‌کننده، ناراحت‌کننده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    He found himself in an awkward spot during the meeting.

    او در جلسه در موقعیت ناراحت‌کننده‌ای قرار گرفت.

    It was an awkward situation when both ex-partners showed up at the party.

    وقتی هر دو دوست سابق در مهمانی حاضر شدند، موقعیت خجالت‌آوری پیش آمد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    an awkward joke

    شوخی خجل‌کننده

    awkward behavior

    رفتار شرمنده‌کننده

    adjective C2

    خجالت‌زده، دست‌وپاچلفتی، عصبی، معذب، دستپاچه

    I felt awkward asking my boss for a raise.

    احساس دستپاچگی داشتم که از رئیسم حقوق بگیرم.

    They exchanged awkward glances at the party.

    آن‌ها در مهمانی نگاه‌های معذبی داشتند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    She gave an awkward smile during the presentation.

    او در حین ارائه، لبخند خجالت‌زده‌ای زد.

    adjective

    انگلیسی بریتانیایی بی‌دست‌وپا، غیراستادانه، سرهم‌بند، غیرماهر، ناشیانه

    Her awkward posture made her look uncomfortable.

    وضعیت غیراستادانه‌ی او باعث شده بود که او ناراحت به نظر برسد.

    His awkward attempt at dancing made everyone laugh.

    تلاش ناشیانه‌ی او برای رقصیدن باعث خنده‌ی همه شد.

    adjective

    بدشکل، بدقواره، نامتناسب

    He felt awkward in his oversized jacket.

    او در ژاکت بزرگ خود احساس بدشکلی می‌کرد.

    The awkward sculpture stood out in the gallery.

    مجسمه‌ی بدقواره در گالری خودنمایی می‌کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد awkward

    1. adjective clumsy, inelegant
      Synonyms:
      clumsy ungraceful inelegant unskillful unskilled incompetent bumbling stumbling inept unhandy oafish lumbering klutzy gawky coarse green stiff rude bungling bulky uncouth maladroit butterfingers artless amateurish unfit uncoordinated floundering unrefined unpolished having two left feet having two left hands all thumbs inexpert
      Antonyms:
      skillful adroit graceful handy elegant dexterous artful
    1. adjective difficult to handle
      Synonyms:
      annoying troublesome inconvenient uncomfortable dangerous risky hazardous hard to use unmanageable bulky unwieldy disagreeable cumbersome unhandy cramped discommodious incommodious perilous chancy
      Antonyms:
      easy convenient straightforward
    1. adjective embarrassing
      Synonyms:
      uncomfortable difficult unpleasant troublesome delicate embarrassed painful inconvenient compromising trying sticky inopportune ticklish thorny untimely perplexing ill at ease

    سوال‌های رایج awkward

    صفت تفضیلی awkward چی میشه؟

    صفت تفضیلی awkward در زبان انگلیسی more awkward است.

    صفت عالی awkward چی میشه؟

    صفت عالی awkward در زبان انگلیسی most awkward است.

    ارجاع به لغت awkward

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «awkward» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/awkward

    لغات نزدیک awkward

    • - awhile
    • - awhirl
    • - awkward
    • - awkwardly
    • - awkwardness
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.