آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Difficult

      ˈdɪfɪklt ˈdɪfɪklt

      صفت تفضیلی:

      more difficult

      صفت عالی:

      most difficult

      معنی difficult | جمله با difficult

      adjective A1

      سخت، دشوار، مشکل، پرزحمت، پیچیده

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      German is a difficult language.

      آلمانی زبان دشواری است.

      It is difficult to stop smoking.

      ترک سیگار کار مشکلی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We are in a difficult position.

      ما در موقعیت سختی هستیم.

      After the husband's death, his wife and children went through a difficult time.

      پس از مرگ شوهر، زن و فرزندان او دوران پر محنتی را گذراندند.

      a difficult problem

      مسئله‌ی بغرنج

      adjective B1

      سخت‌گیر، بدقلق، نازسازگار، لج‌باز، کج‌خلق، بداخلاق، بهانه‌گیر، یک‌دنده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      Don't be difficult; come with us!

      دست از یکدندگی بردار و با ما بیا!

      His wife is a very difficult woman who argues about everything.

      همسرش زن بسیار ناسازگاری است که سر همه چیز بحث می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a difficult child

      کودک بهانه‌گیر

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد difficult

      1. adjective hard on someone; hard to do
        Synonyms:
        tough hard challenging severe heavy demanding trying irritating painful onerous strenuous troublesome ambitious formidable rigid laborious exacting bothersome problematic uphill arduous wearisome toilsome backbreaker no picnic not easy effortful unyielding intricate operose crucial prohibitive labored easier said than done immense gargantuan titanic difficile upstream hard-won
        Antonyms:
        easy simple plain manageable uncomplicated calm free
      1. adjective complicated; hard to comprehend
        Synonyms:
        complex confusing hard to explain hard to solve involved mysterious obscure unclear abstract baffling bewildering complicated enigmatic enigmatical intricate perplexing puzzling tangled troublesome unintelligible abstruse deep entangled esoteric formidable inexplicable knotty labyrinthine meandering mystical mystifying nice obstinate paradoxical problematical profound rambling subtle thorny ticklish vexing dark confounding loose
        Antonyms:
        easy simple straightforward uncomplicated
      1. adjective unmanageable socially
        Synonyms:
        argumentative rude troublesome impolite irritable tiresome demanding tough unaccommodating boorish oafish obstreperous fractious perverse intractable refractory hard to please picky fussy fastidious rigid unamenable dark grim bearish trying
        Antonyms:
        friendly sociable calm

      Collocations

      face a difficult choice

      با یک انتخاب دشوار روبرو شدن

      handle a difficult situation

      از پس یک موقعیت دشوار برآمدن، یک موقعیت دشوار را مدیریت کردن

      difficult to pin down

      به سختی می توان دقیق مشخص کرد / تشخیص دقیق آن دشوار است

      سوال‌های رایج difficult

      صفت تفضیلی difficult چی میشه؟

      صفت تفضیلی difficult در زبان انگلیسی more difficult است.

      صفت عالی difficult چی میشه؟

      صفت عالی difficult در زبان انگلیسی most difficult است.

      ارجاع به لغت difficult

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «difficult» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/difficult

      لغات نزدیک difficult

      • - differently
      • - difficile
      • - difficult
      • - difficult to pin down
      • - difficulty
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hemi hydr hydro nitro Sino- steno Very light tomentose tramroad thermometric southernwood snail darter skelton stone suf صمغ گرفتن صیدگاه ظاهرساز خورشید تافت متفق کردن علم مالیه عمل‌گرایی لوز محارب منطقه‌ای موهن دور دورترین زرخیز فجر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.