آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ تیر ۱۴۰۴

      Rambling

      ˈræmblɪŋ ˈræmblɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      rambled

      شکل سوم:

      rambled

      سوم‌شخص مفرد:

      rambles

      معنی rambling | جمله با rambling

      adjective

      طولانی، بی‌سر و ته، بی‌ربط، پرت، نامربوط، گیج‌کننده، چرند

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The rambling house had several rooms.

      خانه‌ی بی‌سر و ته چندین اتاق داشت.

      The rambling speech seemed to go on forever.

      سخنرانی بی‌سر و ته انگار تا قیامت ادامه داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rambling

      1. adjective disconnected, wordy
        Synonyms:
        disjointed incoherent confused discursive digressive desultory diffuse long-winded circuitous prolix periphrastic incongruous irregular
        Antonyms:
        straightforward direct connected
      1. adjective sprawling, spread out
        Synonyms:
        spreading scattered random irregular strewn trailing straggling at length covering here and there unplanned gangling
        Antonyms:
        straight direct

      سوال‌های رایج rambling

      گذشته‌ی ساده rambling چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده rambling در زبان انگلیسی rambled است.

      شکل سوم rambling چی میشه؟

      شکل سوم rambling در زبان انگلیسی rambled است.

      سوم‌شخص مفرد rambling چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rambling در زبان انگلیسی rambles است.

      معنی rambling به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «rambling» در زبان فارسی به «پراکنده‌گویی» یا «بی‌ربط‌گویی» ترجمه می‌شود.

      «پراکنده‌گویی» به حالتی اطلاق می‌شود که در آن فرد بدون ساختار مشخص، انسجام منطقی یا هدف روشن، صحبت می‌کند یا می‌نویسد. این نوع گفتار یا نوشتار معمولاً دارای جملات طولانی، موضوعات متغیر، و عدم تمرکز بر یک محور اصلی است و اغلب شنونده یا خواننده را سردرگم می‌سازد. واژه‌ی rambling در زبان انگلیسی دقیقاً این نوع از ناهماهنگی و پخش‌وپلا بودن در بیان را توصیف می‌کند.

      در ارتباطات روزمره، پراکنده‌گویی می‌تواند از عوامل متعددی ناشی شود؛ گاهی شخص تحت فشار روانی است، یا تلاش دارد اطلاعات زیادی را هم‌زمان منتقل کند، یا حتی هنوز به طور کامل آنچه می‌خواهد بگوید را در ذهن خود سازمان‌دهی نکرده است. در چنین مواردی، گفتار فرد ممکن است از موضوع اصلی منحرف شود و به جزئیاتی بپردازد که اهمیت چندانی ندارند یا کاملاً بی‌ربط به موضوع اولیه هستند. این وضعیت به‌ویژه در مکالمات گروهی یا جلسات رسمی می‌تواند باعث اتلاف وقت و کاهش اثرگذاری شود.

      در نوشتار نیز، پراکنده‌نویسی یکی از نشانه‌های ضعف در مهارت نویسندگی به شمار می‌رود. متن‌هایی که ساختار مشخصی ندارند، به موضوعات گوناگون و نامرتبط می‌پردازند، یا از انسجام فکری برخوردار نیستند، خواننده را خسته یا گیج می‌کنند. به همین دلیل، در نگارش علمی، اداری یا حرفه‌ای همواره توصیه می‌شود از پراکنده‌گویی پرهیز شود و متن‌ها با طرح، هدف، و انسجام مشخصی نگاشته شوند. ویراستاران حرفه‌ای نیز یکی از وظایف اصلی‌شان را حذف یا بازنویسی بخش‌های پراکنده‌نگاشته‌شده‌ی یک متن می‌دانند.

      در هنر نیز، به‌ویژه در ادبیات داستانی یا شعر، گاهی نویسندگان به‌عمد از سبک پراکنده‌گویی استفاده می‌کنند تا ذهنیت آشفته‌ی شخصیت یا وضعیت روانی خاصی را بازتاب دهند. در اینجا، rambling به‌عنوان یک تکنیک هنری استفاده می‌شود، نه یک ضعف. برای مثال، در مونولوگ‌های درونی برخی شخصیت‌ها، نوعی آشفتگی یا پرش ذهنی وجود دارد که به خواننده حس واقعی‌تری از درونیات فرد منتقل می‌کند.

      rambling می‌تواند نشانه‌ای از نداشتن تمرکز یا حتی خستگی ذهنی باشد. افرادی که نتوانند ایده‌های خود را به‌روشنی و سازمان‌یافته بیان کنند، ممکن است دچار سوءتفاهم در ارتباطات شوند یا از طرف دیگران جدی گرفته نشوند. تقویت مهارت‌های ارتباطی و یادگیری چگونگی انتقال واضح و مستقیم افکار، می‌تواند به کاهش پراکنده‌گویی و افزایش اثربخشی تعاملات کمک شایانی کند.

      ارجاع به لغت rambling

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rambling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rambling

      لغات نزدیک rambling

      • - ramble
      • - rambler
      • - rambling
      • - rambouillet
      • - rambunctious
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.