با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Diffuse

dɪˈfjuːz dɪˈfjuːz dɪˈfjuːz dɪˈfjuːz
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    diffused
  • شکل سوم:

    diffused
  • سوم شخص مفرد:

    diffuses
  • وجه وصفی حال:

    diffusing
  • صفت تفضیلی:

    more diffuse
  • صفت عالی:

    most diffuse
  • adjective adverb
    منتشر‌شده، پراکنده، پخش‌شده، افشانده، افشاندن، پخش کردن، (مجازاً) منتشر کردن
  • adjective adverb
    پخش کردن
    • - a drop of dye diffused through water
    • - قطره‌ای رنگ که در آب پخش شده است
    • - Iranian culture had been diffused over a large part of Asia.
    • - فرهنگ ایرانی در بخش بزرگی از آسیا پراکنده شده بود.
    • - A gas diffuses from a region of greater to one of less concentration.
    • - گاز از ناحیه‌ی پرتراکم به ناحیه کم‌تراکم پخش می‌شود.
    • - the old tree's diffuse branches
    • - شاخه‌های پراکنده‌ی درخت کهن
    • - diffuse sclerosis
    • - سختینگی (تصلب) پراکنده، تصلب منتشر
    • - diffuse radiation
    • - تابش منتشر پرتوها، برتابش پخشیده
    • - a diffuse writer
    • - نویسنده‌ای که برای بیان موضوع بیش از حد لزوم واژه‌پردازی می‌کند. (نویسنده‌ی درازگو)
    • - a diffuse style
    • - سبک پر اطناب
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد diffuse

  1. adjective spread out
    Synonyms: broadcast, catholic, circulated, diluted, dispersed, disseminated, distributed, expanded, extended, general, prevalent, propagated, radiated, scattered, separated, strewn, thin, unconcentrated, universal, widespread
    Antonyms: compact, compressed, concentrated, confined, limited, restricted
  2. adjective wordy
    Synonyms: circumlocutory, copious, diffusive, digressive, discursive, dull, exuberant, lavish, lengthy, long, long-winded, loose, meandering, palaverous, profuse, prolix, rambling, random, redundant, vague, verbose, waffling, windy
    Antonyms: abbreviated, abridged, brief, short, succinct

ارجاع به لغت diffuse

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «diffuse» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/diffuse

لغات نزدیک diffuse

پیشنهاد و بهبود معانی