آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Separated

      ˈsepəreɪtɪd ˈsepəreɪtɪd

      سوم‌شخص مفرد:

      separates

      وجه وصفی حال:

      separating

      معنی separated | جمله با separated

      adjective B2

      جداشده (زن و شوهر که هنوز به‌طور رسمی طلاق نگرفته‌اند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The separated couple decided to file for divorce after months of arguments.

      زوج جداشده پس از ماه‌ها مشاجره تصمیم به طلاق گرفتند.

      The separated couple has agreed to divide their assets fairly.

      زوج جداشده توافق کرده‌اند که دارایی‌های خود را عادلانه تقسیم کنند.

      adjective

      جدازهم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      The separated sections of the puzzle made it difficult to complete.

      بخش‌های جدازهم پازل تکمیل آن را دشوار می‌کرد.

      The separated ingredients were carefully combined in the recipe.

      مواد جدازهم با دقت در دستور غذا ترکیب شدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد separated

      1. adjective separated at the joint
        Synonyms:
        apart divided disconnected detached isolated distinct removed disjointed disunited scattered parted severed divergent distant divorced distributed apportioned partitioned abstracted disassociated marked sundered dislocated cut apart in halves cut in two set apart set asunder put-asunder disembodied far between
        Antonyms:
        together united whole
      1. verb to terminate a relationship or an association by or as if by leaving one another
        Synonyms:
        parted
      1. verb discontinue an association or relation; go different ways
        Synonyms:
        split parted divided disconnected dissociated disjointed disengaged detached isolated removed broken dissolved scattered dispersed fragmented segregated alienated estranged excluded freed stripped discharged withdrawn sorted distributed partitioned severed disunited undone unravelled disjoined spaced singled sifted sequestered segmented seceded ramified insulated extricated eliminated diverged distinguished differentiated dismembered dissected dislodged dislocated disintegrated discriminated decomposed demarcated culled cloven bifurcated abstracted uncoupled threshed dissevered disassociated winnowed
      1. verb to release from military duty
        Synonyms:
        discharged demobilized
      1. verb separate into parts or portions
        Synonyms:
        divided split distributed assigned grouped categorized classed sorted classified pigeonholed dissevered
        Antonyms:
        joined united mixed desegregated
      1. verb force, take, or pull apart
        Synonyms:
        divided parted segregated disunited isolated secluded insulated sequestered intervened
        Antonyms:
        combined united joined mixed
      1. verb treat differently on the basis of sex or race
        Synonyms:
        discriminated differentiated distinguished discerned known told
      1. verb make a division or separation
        Synonyms:
        divided parted sectioned segmented partitioned dissevered departed
        Antonyms:
        merged converged married
      1. verb to set apart (one kind or type) from others
        Synonyms:
        sorted sifted winnowed
      1. verb become separated into pieces or fragments
        Synonyms:
        broken broke
      1. verb divide into two or more branches so as to form a fork
        Synonyms:
        branched forked ramified
      1. adjective spaced apart
        Synonyms:
        spaced
      1. adjective no longer connected or joined
        Synonyms:
        detached

      لغات هم‌خانواده separated

      noun
      separation, separates, separatist, separatism, separator, inseparability
      adjective
      separable, separate, separated
      verb - transitive
      separate
      adverb
      inseparably, separately

      سوال‌های رایج separated

      وجه وصفی حال separated چی میشه؟

      وجه وصفی حال separated در زبان انگلیسی separating است.

      سوم‌شخص مفرد separated چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد separated در زبان انگلیسی separates است.

      ارجاع به لغت separated

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «separated» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/separated

      لغات نزدیک separated

      • - separate the sheep from the goats
      • - separate the wheat from the chaff
      • - separated
      • - separately
      • - separates
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      diazo sever cyan Franco ter correct sterno supra UX user experience winning gallery music box latency qualification gravitational پرجذبه جوانه‌ی لوبیا جیرجیرکننده غیرقابل حصول خاورنشین گرین‌میل زغال‌دار خودرویی پاداش بازنشستگی دندان‌قروچه تحول عظیم بخور زنده‌زا ساعت‌گرد صلبیه‌ای
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.