آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Separates

      ˈsepərəts ˈsepərəts

      گذشته‌ی ساده:

      separated

      شکل سوم:

      separated

      وجه وصفی حال:

      separating

      معنی separates | جمله با separates

      noun plural

      (تکه‌هایی از لباس‌ زنانه که به‌صورت جداگانه خریداری می‌شود) متعلقات

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      Ladies' separates are on the next floor.

      متعلقات لباس خانم‌ها در طبقه‌ی بعدی است.

      I like my separates.

      متعلقات لباسم را دوست دارم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد separates

      1. verb to terminate a relationship or an association by or as if by leaving one another
        Synonyms:
        parts
      1. verb discontinue an association or relation; go different ways
        Synonyms:
        breaks splits divides severs detaches disjoins disconnects dissociates disengages disunites alienates estranges disintegrates dislocates dislodges dismembers dissevers dissolves disbands diverges distributes fragments isolates secedes segregates withdraws discharges eliminates excludes frees undoes abstracts assorts bifurcates cleaves culls demarcates decomposes discriminates disassociates dissects disperses distills distinguishes extricates insulates partitions ramifies rends removes scatters segments sequesters sifts singles sorts spaces strips threshes uncouples unravels winnows
      1. verb to release from military duty
        Synonyms:
        discharges
      1. verb separate into parts or portions
        Synonyms:
        divides splits distributes sorts assigns groups classifies categorizes classes assorts pigeonholes dissevers
      1. verb force, take, or pull apart
        Synonyms:
        divides parts disunites segregates isolates secludes intervenes insulates sequesters
        Antonyms:
        combines unites joins mixes
      1. verb mark as different
        Synonyms:
        distinguishes differentiates discriminates discerns knows tells
        Antonyms:
        unites joins mixes desegregates
      1. verb make a division or separation
        Synonyms:
        divides parts sections partitions segments departs dissevers
        Antonyms:
        merges converges marries
      1. verb to set apart (one kind or type) from others
        Synonyms:
        sorts sifts winnows
      1. verb become separated into pieces or fragments
        Synonyms:
        breaks
      1. verb divide into two or more branches so as to form a fork
        Synonyms:
        branches forks ramifies
      1. verb treat differently on the basis of sex or race
        Synonyms:
        discriminates

      لغات هم‌خانواده separates

      noun
      separation, separates, separatist, separatism, separator, inseparability
      adjective
      separable, separate, separated
      verb - transitive
      separate
      adverb
      inseparably, separately

      سوال‌های رایج separates

      گذشته‌ی ساده separates چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده separates در زبان انگلیسی separated است.

      شکل سوم separates چی میشه؟

      شکل سوم separates در زبان انگلیسی separated است.

      وجه وصفی حال separates چی میشه؟

      وجه وصفی حال separates در زبان انگلیسی separating است.

      ارجاع به لغت separates

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «separates» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/separates

      لغات نزدیک separates

      • - separated
      • - separately
      • - separates
      • - separating
      • - separating character
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Thur. interconnect hit the books undo represent eph amyl amp fluor fungus gyro half vulcanian halo hem صمغ گرفتن صیدگاه ظاهرساز خورشید تافت متفق کردن علم مالیه عمل‌گرایی لوز محارب منطقه‌ای موهن دور دورترین زرخیز فجر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.