گذشتهی ساده:
undidسومشخص مفرد:
undoesوجه وصفی حال:
undoingناتمام، انجامنشده، کاملنشده، خراب
He left the project undone.
او پروژه را ناتمام رها کرد.
There is still a lot of work undone.
هنوز کارهای زیادی انجامنشده باقی مانده است.
باز شده یا شل شده (مثلاً دکمه، بند یا گره یا زیپ)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Her shoelaces were undone.
بند کفشهایش باز شده بودند.
He walked in with his shirt undone at the collar.
او با یقهی باز وارد شد.
گذشتهی ساده undone در زبان انگلیسی undid است.
وجه وصفی حال undone در زبان انگلیسی undoing است.
سومشخص مفرد undone در زبان انگلیسی undoes است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «undone» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/undone