سومشخص مفرد:
unsettlesوجه وصفی حال:
unsettlingمتغیر، بیثبات، ناپایدار، پرتنش، ناآرام
The weather has been quite unsettled lately, with sunshine one minute and heavy rain the next.
آب و هوا اخیراً بسیار ناپایدار بوده است، یک دقیقه آفتابی و دقیقه بعد باران شدید.
The project's timeline became unsettled after several key team members departed, necessitating a complete re-evaluation of milestones.
جدول زمانی پروژه پس از خروج چندین عضو کلیدی تیم، ناپایدار شد و نیاز به ارزیابی مجدد کامل نقاط عطف داشت.
Recent research indicates that the region's economy has remained unsettled due to fluctuating commodity prices and political tensions.
تحقیقات اخیر نشان میدهد اقتصاد منطقه بهدلیل نوسانات قیمت کالاها و تنشهای سیاسی همچنان ناپایدار مانده است.
In the lecture, the professor argued that unsettled climate patterns are increasing risks for coastal communities and infrastructure planning.
در سخنرانی، استاد استدلال کرد که الگوهای آبوهوایی ناآرام خطرات را برای جوامع ساحلی و برنامهریزی زیرساختها افزایش میدهد.
The professor's notes mention that an unsettled political environment can disrupt academic collaborations between universities.
یادداشتهای استاد اشاره میکند که یک محیط سیاسی پرتنش میتواند همکاریهای دانشگاهی بین دانشگاهها را مختل کند.
نگران، مضطرب، بیقرار، ناآرام، آشفته، مغشوش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Many students felt unsettled about the transition to online lectures, worrying that the change would affect their learning outcomes.
بسیاری از دانشجویان دربارهی انتقال به کلاسهای آنلاین مضطرب بودند و نگران بودند که این تغییر بر نتایج یادگیریشان تأثیر بگذارد.
The sudden change in the interview format left the applicant unsettled, and she found it hard to convey her qualifications clearly.
تغییر ناگهانی در قالب مصاحبه، متقاضی را نگران کرد و او نتوانست بهخوبی صلاحیتهای خود را منتقل کند.
شناور، ساکننشده، خانهبهدوش، بیاستقرار
Rapid industrialization left rural families unsettled, as they frequently moved to temporary housing near factories.
صنعتیسازی سریع خانوادههای روستایی را خانهبهدوش گذاشت؛ زیرا آنها اغلب برای سکونت موقت به نزدیکی کارخانهها نقلمکان میکردند.
Field notes reported that several nomadic families remained unsettled, moving seasonally in search of pasture.
یادداشتهای میدانی گزارش داد که چند خانوادهی کوچنشین ساکننشده باقی ماندهاند و بهصورت فصلی برای یافتن چراگاه جابهجا میشوند.
نامعلوم، نامشخص، غیرقطعی، غیرحتمی، نامعین
The future of the region's economic recovery remains unsettled due to fluctuating global markets.
آیندهی بهبود اقتصادی این منطقه بهخاطر نوسان بازارهای جهانی نامعلوم باقی مانده است.
In our meeting, the project timeline remained unsettled because key milestones had not been confirmed.
در جلسهی ما، جدول زمانی پروژه نامعین ماند؛ زیرا نقاط عطف کلیدی تأیید نشده بودند.
The meeting's date is still unsettled.
تاریخ جلسه هنوز نامشخص است.
درهمبرهم، آشفته، بیسامان، بینظم
A case study of the museum showed that archival materials had become unsettled after years of improper storage, complicating conservation efforts.
مطالعهی موردی موزه نشان داد که مدارک بایگانی پساز سالها نگهداری نادرست بینظم شدهاند و تلاشهای حفاظت را پیچیده کردهاند.
The campus café's storage room remained unsettled, leaving staff struggling to find supplies amid the disorder.
انبار کافیشاپ دانشگاه آشفته باقی ماند و کارکنان را در پیدا کردن لوازم میان بینظمی دچار مشکل کرد.
During the group project, the shared folder was unsettled, with drafts and final versions mixed together.
در طول پروژهی گروهی، پوشهی مشترک درهمبرهم بود و پیشنویسها و نسخههای نهایی با هم مخلوط شده بودند.
بدون سکنه، غیرمسکونی
On the map, the northern sector is marked as unsettled and lacks roads or buildings.
در نقشه، بخش شمالی بهعنوان غیرمسکونی علامتگذاری شده و فاقد جاده یا ساختمان است.
Historical records show that the high plateau remained unsettled until improved irrigation techniques supported permanent settlements.
سوابق تاریخی نشان میدهند که فلات مرتفع تا زمانی که تکنیکهای آبیاری بهبود نیافت، بدون سکنه باقی ماند.
unsettled land
زمین غیرمسکونی
ناسالم
Long-term exposure to industrial emissions produced unsettled health among local inhabitants, with increased rates of asthma and other chronic conditions.
قرارگیری طولانیمدت در آلودگی صنعتی باعث ایجاد وضعیت ناسالم در سلامت ساکنان محلی شد، بهطوریکه میزان آسم و بیماریهای مزمن دیگر افزایش یافت.
Archaeological evidence suggests that the town's diets became unsettled during the famine, contributing to widespread malnutrition.
شواهد باستانشناسی نشان میدهد که رژیم غذایی شهر در طول قحطی ناسالم شد و در نتیجه موجب سوءتغذیهی فراگیر گردید.
The lab found that the pond's bacterial count made the water unsettled and unfit for experiments or human contact.
آزمایشگاه دریافت که شمار باکتریها در حوضچه باعث شده است که آب ناسالم و برای آزمایش یا تماس انسانی نامناسب باشد.
حلنشده، تصمیمگرفتهنشده، تعیینتکلیفنشده
The question of whether to expand the campus remains unsettled, as university officials continue to assess budgetary constraints.
سؤال دربارهی اینکه آیا باید محوطهی دانشگاه گسترش یابد هنوز تعیینتکلیفنشده است؛ زیرا مسئولان دانشگاه همچنان درحال ارزیابی محدودیتهای بودجهای هستند.
In the literature review, several methodological problems were identified but left unsettled, indicating the need for further empirical studies.
در بخش مروری بر متون، چندین مشکل روششناختی شناسایی شد اما تعیینتکلیفنشده باقی ماند که نشاندهندهی نیاز به مطالعات تجربی بیشتر است.
پرداختنشده، تسویهنشده
The municipal report highlighted a rise in unsettled property taxes, threatening funding for public services.
گزارش شهرداری افزایش مالیاتهای پرداختنشدهی املاک را نشان داد که تأمین مالی خدمات عمومی را تهدید میکند.
In the lecture, the professor explained how colonial trade often resulted in unsettled accounts between merchants and overseas suppliers.
در سخنرانی، استاد توضیح داد که چگونه تجارت استعماری اغلب منجر به حسابهای تسویهنشده بین بازرگانان و تأمینکنندگان خارجی میشد.
an unsettled debt
وام پرداختنشده
وجه وصفی حال unsettled در زبان انگلیسی unsettling است.
سومشخص مفرد unsettled در زبان انگلیسی unsettles است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «unsettled» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unsettled