آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ شهریور ۱۴۰۴

    On Edge

    معنی on edge

    idiom C2

    1- عصبی، ناراحت و دلخور، رنجیده 2- مشتاق، خواهان، بی‌تاب و بی‌قرار

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد on edge

    1. adjective tense
      Synonyms:
      nervous anxious worried uptight restless agitated edgy jittery impatient jumpy high-strung keyed up excited wired apprehensive fidgety overanxious unnerved wound up stressful beside oneself in a tizzy bundle of nerves nerve-racking nervous wreck
    1. adverb feeling anxious
      Synonyms:
      anxious nervous uneasy impatient jittery jumpy edgy fidgety high-strung wired hyper skittish in suspense nerves on edge nail-biting

    سوال‌های رایج on edge

    معنی on edge به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی on edge در زبان فارسی به «در حالت اضطراب یا تنش» ترجمه می‌شود.

    این عبارت برای توصیف حالتی به کار می‌رود که فرد در آن دچار نگرانی، استرس، بی‌قراری یا حساسیت شدید شده است و آمادگی واکنش سریع نسبت به اتفاقات کوچک را دارد. «on edge» اغلب برای بیان وضعیت روانی یا احساسی انسان به کار می‌رود و نشان می‌دهد که تعادل ذهنی یا آرامش فرد به‌طور موقت مختل شده است.

    وقتی کسی «on edge» است، معمولاً واکنش‌هایش شدیدتر از حالت عادی خواهد بود و ممکن است کوچک‌ترین محرک‌ها او را ناراحت یا عصبانی کنند. این حالت می‌تواند به دلایل مختلف ایجاد شود، از جمله فشار کاری، مسائل شخصی، کمبود خواب یا تغییرات ناگهانی در محیط زندگی. افراد در این وضعیت اغلب تمرکز کافی ندارند و احساس خستگی ذهنی و روانی می‌کنند، زیرا ذهن آن‌ها به طور دائم در حالت آماده‌باش قرار دارد.

    عبارت «on edge» در مکالمات روزمره، نوشتار داستانی و حتی تحلیل‌های روانشناختی کاربرد دارد. نویسندگان داستانی یا فیلم‌نامه‌نویسان گاه از آن برای توصیف شخصیت‌هایی استفاده می‌کنند که تحت فشار یا تهدید هستند تا حس اضطراب و تنش را به مخاطب منتقل کنند. این عبارت به شکل موثری می‌تواند حال و هوای یک صحنه را تشدید کند و به فهم بهتر رفتار و واکنش شخصیت‌ها کمک نماید.

    از نظر فرهنگی و رفتاری، «on edge» نشان‌دهنده‌ی تأثیر محیط و شرایط بر وضعیت روانی انسان است. این حالت می‌تواند موقت یا طولانی‌مدت باشد و بر کیفیت زندگی، روابط و تصمیم‌گیری فرد اثر بگذارد. شناخت این حالت و راه‌های مدیریت آن برای کاهش استرس و بازیابی آرامش ذهنی اهمیت بالایی دارد. افراد می‌توانند با روش‌های مختلفی مانند تمرینات تنفس، ورزش، تفکر مثبت و مدیریت زمان، از حالت «on edge» خارج شوند و تعادل روانی خود را بازگردانند.

    عبارت «on edge» ابزاری زبانی است که به دقت وضعیت اضطرابی یا تنش فرد را توصیف می‌کند. استفاده صحیح از آن در مکالمه و نوشتار باعث می‌شود حس واقعی تجربه‌ی استرس یا نگرانی به شکل واضح و مؤثر به مخاطب منتقل شود. این عبارت نه تنها ابزاری برای بیان حالات شخصی است، بلکه در تحلیل رفتارها و روابط اجتماعی نیز کاربرد دارد و به درک بهتر تعاملات انسانی کمک می‌کند.

    ارجاع به لغت on edge

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «on edge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/on-edge

    لغات نزدیک on edge

    • - on earth
    • - on easy street
    • - on edge
    • - on end
    • - on every hand
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.