آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ بهمن ۱۴۰۲

      Wired

      waɪrd waɪəd

      سوم‌شخص مفرد:

      wires

      وجه وصفی حال:

      wiring

      صفت تفضیلی:

      more wired

      صفت عالی:

      most wired

      معنی wired | جمله با wired

      adjective

      تکنولوژی سیمی، سیم‌دار

      The wired mouse is connected to the computer with a USB cable.

      ماوس سیمی با کابل USB به کامپیوتر متصل می‌شود.

      My keyboard is wireless, but my mouse is still wired.

      صفحه‌کلید من بی‌سیم است اما ماوس من هنوز سیم‌دار است.

      adjective

      تکنولوژی متصل (به کامپیوتر و اینترنت) (بیشتر در مورد شخص)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      She is a wired individual, always searching for the latest technology and trends.

      او فردی متصل است و همیشه به دنبال آخرین فناوری و ترندها است.

      The wired generation spends most of their time on social media.

      نسل متصل (به کامپیوتر و اینترنت) بیشتر وقت خود را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذراند.

      adjective informal

      انگلیسی آمریکایی بی‌قرار، بی‌تاب، ناآرام، عصبی

      She was so wired before her presentation that she couldn't sit still.

      او قبل از ارائه‌اش به‌قدری بی‌قرار بود که نمی‌توانست یک جا بنشیند.

      The loud noises made him feel wired.

      صداهای بلند باعث می‌شد که بی‌تاب شود.

      adjective informal

      انگلیسی آمریکایی نشئه، تحت‌تأثیر (مواد مخدر یا الکل)

      After a night of heavy drinking, he woke up feeling completely wired

      بعد از شبی که زیاد مشروب خورده بود، از خواب بیدار شد و احساس کرد که کاملاً نشئه است.

      The party was wild, with everyone getting wired on alcohol and drugs.

      پارتی شلوغ‌پلوغ بود و همه تحت‌تأثیر الکل و مواد مخدر بودند.

      adjective

      سیمی، سیم‌دار

      The wired hanger prevented the shirt from getting wrinkled.

      چوب‌لباسی سیمی از چروک شدن پیراهن جلوگیری می‌کرد.

      The wired fence surrounded the property, keeping intruders out.

      حصار سیم‌دار ملک را احاطه کرده بود و مزاحمان را از آن دور نگه می‌داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wired

      1. adjective connected
        Synonyms:
        lined hooked-up furnished for electricity circuited
      1. adjective provided with concealed listening equipment
        Synonyms:
        bugged tapped miked
      1. adjective excited
        Synonyms:
        stimulated pumped nervous stoked jazzed pumped-up bound sent equipped connected cabled
        Antonyms:
        wireless
      1. verb send cables, wires, or telegrams
        Synonyms:
        telegraphed flashed filed
      1. verb equip for use with electricity
        Synonyms:
        electrified

      لغات هم‌خانواده wired

      noun
      wire, wireless, wiring
      adjective
      wiry, wired, wireless
      verb - transitive
      wire

      سوال‌های رایج wired

      وجه وصفی حال wired چی میشه؟

      وجه وصفی حال wired در زبان انگلیسی wiring است.

      سوم‌شخص مفرد wired چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد wired در زبان انگلیسی wires است.

      صفت تفضیلی wired چی میشه؟

      صفت تفضیلی wired در زبان انگلیسی more wired است.

      صفت عالی wired چی میشه؟

      صفت عالی wired در زبان انگلیسی most wired است.

      ارجاع به لغت wired

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wired» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wired

      لغات نزدیک wired

      • - wire-haired
      • - wire-wove
      • - wired
      • - wired glass
      • - wiredraw
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.