آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ شهریور ۱۴۰۵

      Nervous

      ˈnɜrːvəs ˈnɜːvəs

      صفت تفضیلی:

      more nervous

      صفت عالی:

      most nervous

      معنی nervous | جمله با nervous

      adjective B1

      روان‌شناسی سلامت روان عصبی، نگران، مضطرب، بی‌قرار، متشنج، دستپاچه، ترسیده، دلواپس، شوریده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سلامت روان

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      I always get a little nervous when speaking in front of a large crowd.

      من همیشه وقتی جلوی جمعیت زیادی صحبت می‌کنم کمی مضطرب می‌شوم.

      Students often feel nervous about the writing section of the IELTS exam, particularly regarding time management and essay structure.

      دانش‌آموزان اغلب در مورد بخش نوشتاری آزمون آیلتس، به‌ویژه در مورد مدیریت زمان و ساختار مقاله احساس نگرانی می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Reckless driving makes me nervous.

      رانندگی بی‌پروا مرا عصبی می‌کند.

      a nervous laugh

      خنده‌ی عصبی

      adjective C1

      روان‌شناسی زیست‌شناسی سلامت روان مربوط به اعصاب، عصبی، روانی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده

      Despite the initial nervous tension among the participants, the collaborative workshop ultimately fostered a highly productive exchange of ideas.

      باوجود تنش عصبی اولیه در میان شرکت‌کنندگان، کارگاه مشارکتی در نهایت تبادل ایده‌های بسیار ثمربخشی را پرورش داد.

      nervous breakdown

      فروپاشی روانی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      nervous disorders

      اختلالات عصبی

      adjective

      هیجان‌زده، بی‌آرام، بی‌قرار، ترسان‌ولرزان، دستپاچه

      Don't be nervous, your child is safe and sound!

      بی‌قراری نکن، بچه‌ات صحیح و سالم است!

      The cat became nervous when it heard the loud thunder.

      گربه وقتی صدای رعدوبرق بلند را شنید، بی‌قرار شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Despite extensive preparation, candidates often express feeling nervous prior to high-stakes examinations, which can impact cognitive performance.

      باوجود آمادگی بسیار، داوطلبان اغلب قبل‌از امتحانات با ریسک بالا، احساس بی‌قراری می‌کنند که می‌تواند بر عملکرد شناختی تأثیر بگذارد.

      adjective

      ‫ناپایدار، نامنظم، بی‌قاعده‬

      Analysis of the market trends indicates a nervous equilibrium, with minor external factors capable of triggering significant fluctuations in commodity prices.

      تحلیل روندهای بازار نشان‌دهنده تعادل ناپایدار است، با عوامل خارجی جزئی که قادر به تحریک نوسانات قابل توجهی در قیمت کالاها هستند.

      The old bridge felt nervous under the weight of the heavy truck, swaying noticeably.

      پل قدیمی زیر وزن کامیون سنگین ناپایدار به نظر می‌رسید و به‌طور محسوسی تاب می‌خورد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد nervous

      1. adjective anxious, fearful
        Synonyms:
        worried concerned troubled uneasy tense apprehensive distressed agitated uptight disturbed restless irritable sensitive timid unsettled jittery fidgety flustered ruffled shaky edgy jumpy high-strung solicitous bothered restive excitable twitchy skittish timorous unstrung volatile overwrought hysterical spooked basket case querulous shrinking snappish taut fussy shy wired fitful weak hesitant nervy angry
        Antonyms:
        calm brave unworried unnafraid unnervous

      Collocations

      central nervous system

      دستگاه مرکزی سلسله‌ی اعصاب

      لغات هم‌خانواده nervous

      noun
      nerve, nerves, nervousness
      adjective
      nervous, nerveless, nerve-racking, nervy, unnerving
      verb - transitive
      nerve, unnerve
      adverb
      nervously

      سوال‌های رایج nervous

      صفت تفضیلی nervous چی میشه؟

      صفت تفضیلی nervous در زبان انگلیسی more nervous است.

      صفت عالی nervous چی میشه؟

      صفت عالی nervous در زبان انگلیسی most nervous است.

      ارجاع به لغت nervous

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «nervous» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/nervous

      لغات نزدیک nervous

      • - nerves of steel
      • - nerving
      • - nervous
      • - nervous breakdown
      • - nervous nellie
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.