صفت تفضیلی:
more nervousصفت عالی:
most nervousروانشناسی سلامت روان عصبی، نگران، مضطرب، بیقرار، متشنج، دستپاچه، ترسیده، دلواپس، شوریده
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سلامت روان
I always get a little nervous when speaking in front of a large crowd.
من همیشه وقتی جلوی جمعیت زیادی صحبت میکنم کمی مضطرب میشوم.
Students often feel nervous about the writing section of the IELTS exam, particularly regarding time management and essay structure.
دانشآموزان اغلب در مورد بخش نوشتاری آزمون آیلتس، بهویژه در مورد مدیریت زمان و ساختار مقاله احساس نگرانی میکنند.
Reckless driving makes me nervous.
رانندگی بیپروا مرا عصبی میکند.
a nervous laugh
خندهی عصبی
روانشناسی زیستشناسی سلامت روان مربوط به اعصاب، عصبی، روانی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی زیستشناسی
Despite the initial nervous tension among the participants, the collaborative workshop ultimately fostered a highly productive exchange of ideas.
باوجود تنش عصبی اولیه در میان شرکتکنندگان، کارگاه مشارکتی در نهایت تبادل ایدههای بسیار ثمربخشی را پرورش داد.
nervous breakdown
فروپاشی روانی
nervous disorders
اختلالات عصبی
هیجانزده، بیآرام، بیقرار، ترسانولرزان، دستپاچه
Don't be nervous, your child is safe and sound!
بیقراری نکن، بچهات صحیح و سالم است!
The cat became nervous when it heard the loud thunder.
گربه وقتی صدای رعدوبرق بلند را شنید، بیقرار شد.
Despite extensive preparation, candidates often express feeling nervous prior to high-stakes examinations, which can impact cognitive performance.
باوجود آمادگی بسیار، داوطلبان اغلب قبلاز امتحانات با ریسک بالا، احساس بیقراری میکنند که میتواند بر عملکرد شناختی تأثیر بگذارد.
ناپایدار، نامنظم، بیقاعده
Analysis of the market trends indicates a nervous equilibrium, with minor external factors capable of triggering significant fluctuations in commodity prices.
تحلیل روندهای بازار نشاندهنده تعادل ناپایدار است، با عوامل خارجی جزئی که قادر به تحریک نوسانات قابل توجهی در قیمت کالاها هستند.
The old bridge felt nervous under the weight of the heavy truck, swaying noticeably.
پل قدیمی زیر وزن کامیون سنگین ناپایدار به نظر میرسید و بهطور محسوسی تاب میخورد.
دستگاه مرکزی سلسلهی اعصاب
صفت تفضیلی nervous در زبان انگلیسی more nervous است.
صفت عالی nervous در زبان انگلیسی most nervous است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «nervous» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/nervous