آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ شهریور ۱۴۰۴

    Taut

    tɒːt tɔːt

    معنی taut | جمله با taut

    adjective

    سفت، شق، محکم کشیدن، کشیده، مات کردن، درهم پیچیدن، محکم بسته شده (مثل طناب دور یک بسته)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    A bowstring must be taut.

    زه کمان باید تنگ کشیده شده باشد.

    a taut smile

    لبخند زورکی

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    taut nerves

    اعصاب تحت فشار

    a taut ship

    کشتی تروتمیز

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد taut

    1. adjective rigid, tight
      Synonyms:
      tight stiff tense firm close unyielding snug strained stretched flexed tightly drawn trim
      Antonyms:
      loose slack flabby droopy

    سوال‌های رایج taut

    معنی taut به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی taut در زبان فارسی به «کشیده»، «سفت» یا «منقبض» ترجمه می‌شود.

    «Taut» یک صفت در زبان انگلیسی است که برای توصیف چیزی به کار می‌رود که سفت، محکم یا بدون شل شدگی باشد. این واژه معمولاً برای طناب، سیم، پارچه یا حتی عضلات بدن استفاده می‌شود و نشان می‌دهد که شیء مورد نظر تحت کشش قرار دارد و هیچ گونه شل شدگی یا خمیدگی ندارد. برای مثال، جمله‌ی The rope was pulled taut between the two poles به معنای «طناب بین دو تیرک کشیده و سفت شد» است. در اینجا «taut» ویژگی کشیدگی و سفتی طناب را به‌صورت واضح و دقیق بیان می‌کند.

    علاوه بر کاربردهای فیزیکی، «taut» می‌تواند به صورت انتزاعی و استعاری نیز به کار رود. برای مثال، در ادبیات یا توصیف احساسات، می‌توان گفت Her face was taut with tension یعنی «صورت او از شدت فشار و تنش سفت شده بود». این کاربرد نشان می‌دهد که «taut» می‌تواند حالت روانی یا احساسی فرد را نیز توصیف کند و مفهومی از شدت، تمرکز و آماده بودن را منتقل کند.

    در ورزش و علوم زیستی، واژه‌ی «taut» برای عضلات و بافت‌ها نیز استفاده می‌شود. عضله‌ای که taut است، منقبض و آماده برای عملکرد است و انعطاف کمی دارد. این ویژگی در ورزش، فیزیوتراپی و تمرینات جسمانی اهمیت دارد، زیرا نشان‌دهنده‌ی قدرت، آمادگی و کنترل بدن است. به این ترتیب، «taut» هم کاربرد فنی و هم استعاری دارد و می‌تواند در زمینه‌های مختلف مورد استفاده قرار گیرد.

    از نظر زبان‌شناسی، «taut» یک صفت تک‌واژه‌ای و کوتاه است که از زبان انگلیسی قدیم و ریشه‌های ژرمنی آمده است. این ویژگی باعث شده که واژه به راحتی در مکالمه، نوشتار علمی و ادبیات به کار رود و مفهوم کشیدگی، سفتی و تمرکز را به شکل مستقیم منتقل کند. این سادگی و وضوح معنایی، استفاده از «taut» را در توصیف دقیق و جزئیات ملموس و انتزاعی بسیار موثر می‌کند.

    «taut» عبارتی است که کشیدگی، سفتی، تمرکز و آمادگی را در زمینه‌های فیزیکی و روانی بیان می‌کند. این واژه به افراد کمک می‌کند تا حالت اشیاء، عضلات یا احساسات را به شکل دقیق و تأثیرگذار توصیف کنند و در متون علمی، ادبی و روزمره کاربرد گسترده‌ای داشته باشد.

    ارجاع به لغت taut

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «taut» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/taut

    لغات نزدیک taut

    • - taurus
    • - taurus mountains
    • - taut
    • - tauten
    • - tautness
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.