ادبی بزدل، ترسو، کمجرئت، خجالتی، مضطرب، بدون اعتمادبهنفس، جبون
a timorous, incompetent man
مرد کمجرئت و بیعرضه
She spoke in a timorous tone.
با لحنی مضطرب صحبت میکرد.
He is timorous of change.
او از تغییر واهمه دارد.
محتاط، مردد
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Her timorous voice betrayed how nervous she felt during the interview.
صدای محتاط او نشان میداد که در طول مصاحبه چقدر عصبی است.
She gave a timorous smile, hesitant to show her true feelings.
او لبخندی محتاط زد و مردد بود که احساس واقعیاش را نشان دهد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «timorous» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/timorous