آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Fearful

      ˈfɪrfl ˈfɪəfl

      صفت تفضیلی:

      more fearful

      صفت عالی:

      most fearful

      معنی fearful | جمله با fearful

      adjective formal C2

      ترسیده، نگران، هراسیده، وحشت‌زده

      The students were fearful of the strict teacher's wrath.

      دانش‌آموزان نگران تنبیه سختگیرانه‌ی معلم بودند.

      My sister was fearful of failing the exam and studied diligently all night.

      خواهرم نگران رد شدن در امتحان بود و کل شب را با پشتکار درس خواند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      fearful for the country's safety

      نگران امنیت کشور

      a fearful look

      ظاهری وحشت‌زده

      adjective

      ترسناک، بیمناک، هراسناک، ترس‌آور، وحشتناک، خوف‌انگیز

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      They spent a fearful night in the jungle.

      آنان شب هولناکی را در جنگل گذراندند.

      adjective

      بد، خیلی بد، افتضاح

      fearful slum conditions

      وضع افتضاح محله‌ی فقیرنشین

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fearful

      1. adjective alarmed, apprehensive
        Synonyms:
        afraid anxious nervous worried scared agitated disturbed uneasy tense frightened jumpy perturbed jittery shaky timid apprehensive diffident hesitant intimidated quivery solicitous tremulous chicken sheepish shy skittish timorous discomposed fainthearted nervy panicky weak-kneed aflutter aghast goose-bumpy lily-livered mousy nerveless phobic pusillanimous rabbity running scared shrinking spineless unmanly chickenhearted have cold feet in a dither
        Antonyms:
        brave courageous unafraid bold unfearful inapprehensive
      1. adjective horrifying
        Synonyms:
        awful terrible horrible dreadful frightful shocking appalling hideous ghastly grisly gruesome horrific atrocious monstrous dire grievous lurid macabre morbid sinister eerie creepy strange bloodcurdling hair-raising shuddersome baleful distressing formidable redoubtable tremendous astounding overwhelming sublime unearthly unspeakable ghoulish
        Antonyms:
        nice pleasant good

      لغات هم‌خانواده fearful

      noun
      fear, fearfulness
      adjective
      fearful, fearsome
      verb - transitive
      fear
      adverb
      fearfully

      سوال‌های رایج fearful

      صفت تفضیلی fearful چی میشه؟

      صفت تفضیلی fearful در زبان انگلیسی more fearful است.

      صفت عالی fearful چی میشه؟

      صفت عالی fearful در زبان انگلیسی most fearful است.

      ارجاع به لغت fearful

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fearful» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fearful

      لغات نزدیک fearful

      • - fealty
      • - fear
      • - fearful
      • - fearfully
      • - fearfulness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.