آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ بهمن ۱۴۰۳

      Chicken

      ˈtʃɪkɪn ˈtʃɪkɪn

      شکل جمع:

      chickens

      معنی chicken | جمله با chicken

      noun countable A2

      جانورشناسی جوجه مرغ، مرغ، پرنده‌ی کوچک، ماکیان، جوجه‌ی مرغ یا خروس

      chicken, جوجه مرغ، مرغ، پرنده‌ی کوچک، ماکیان، جوجه‌ی مرغ یا خروس
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      a hen and her chickens

      یک مرغ و جوجه‌هایش

      She went to feed the chickens.

      او رفت به مرغ‌ها غذا بدهد.

      noun uncountable

      گوشت مرغ

      chicken, گوشت مرغ

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      We had chicken for dinner.

      برای شام مرغ داشتیم.

      fried chicken

      مرغ سرخ کرده

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      chicken sandwich

      ساندویچ مرغ

      chicken kebab, broiled chicken

      جوجه کباب

      noun adjective countable informal

      بچه، مرد جوان، ناآزموده، ترسو، کم‌رو

      Don't be a chicken!

      ترسو نباش!

      He called me a chicken because I wouldn't swim in the river.

      به من گفت ترسو چون نمی‌خواستم در رودخانه شنا کنم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد chicken

      1. noun person afraid to try something
        Synonyms:
        coward scaredy cat yellow belly quitter craven dastard poltroon funk recreant
      1. noun farm fowl
        Synonyms:
        poultry hen rooster cock chick pullet cockerel capon biddy barnyard fowl cock-a-doodle-do banty cockalorum heeler gump

      Phrasal verbs

      chicken out

      جا زدن، جرئت نکردن، کم آوردن، پاپس کشیدن، خایه کردن

      Idioms

      chicken and egg situation

      (در اصل: این پرسش که آیا مرغ اول به وجود آمده یا تخم‌مرغ؟) اشکال در شناخت علت و معلول

      chickens have come home to roost

      عواقب عمل بد دامن‌گیر انسان می‌شود، هر که نان از عمل خویش خورد

      count one's chickens before they are hatched

      جوجه‌ها را قبل از پاییز شمردن

      جوجه را قبل از پاییز شمردن

      play chicken

      (عامیانه) متقابلاً تهدید و مبارزه‌جویی کردن (برای از میدان در کردن حریف)

      سوال‌های رایج chicken

      معنی chicken به فارسی چی میشه؟

      واژه "chicken" در زبان انگلیسی به معنای "مرغ" است و به طور کلی به پرندگان domesticated یا خانگی از خانواده‌ی مرغ‌ها اشاره دارد. این واژه علاوه بر معنای اصلی خود، در فرهنگ‌های مختلف و در زبان عامیانه نیز معانی و مفاهیم متفاوتی دارد.

      ۱. معانی اصلی:

      - مرغ: این واژه به طور مستقیم به حیوانی اشاره دارد که در بسیاری از نقاط جهان به عنوان منبع گوشت و تخم استفاده می‌شود. مرغ‌ها در بسیاری از غذاها و دستورپخت‌ها جایگاه ویژه‌ای دارند.

      - تخم مرغ: این واژه همچنین می‌تواند به تخم مرغ که از مرغ به دست می‌آید، اشاره داشته باشد. تخم مرغ یکی از مواد غذایی اساسی در بسیاری از فرهنگ‌هاست و در تهیه‌ی انواع غذاها به کار می‌رود.

      ۲. کاربردهای فرهنگی و عامیانه:

      - شجاعت و ترس: در زبان عامیانه، واژه "chicken" به معنای فردی ترسو یا جبون نیز به کار می‌رود. به عنوان مثال، اگر کسی از انجام کاری بترسد، ممکن است به او بگویند "You're such a chicken!" که به معنای "تو خیلی ترسو هستی!" است.

      - زبان عامیانه: این واژه در اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ها نیز کاربرد دارد، مانند "Don't be a chicken!" که به معنای "ترسو نباش!" است.

      ۳. جنبه‌های اقتصادی:

      - صنعت مرغ‌داری یکی از بزرگ‌ترین صنایع غذایی در جهان است. تولید و پرورش مرغ‌ها برای گوشت و تخم مرغ، به اقتصاد کشورها کمک می‌کند و شغل‌های زیادی را ایجاد می‌کند.

      ۴. جنبه‌های سلامتی:

      - گوشت مرغ به عنوان یک منبع پروتئین کم چرب و سالم شناخته می‌شود. همچنین، تخم مرغ دارای ویتامین‌ها و مواد معدنی مهمی است که برای سلامتی بدن ضروری هستند.

      ۵. نکات جالب:

      - تاریخچه: مرغ‌ها از حدود ۸۰۰۰ سال پیش در جنوب شرق آسیا اهلی شده‌اند و از آن زمان به تدریج به سایر نقاط جهان منتقل شده‌اند.

      - ویژگی‌های رفتاری: مرغ‌ها موجودات اجتماعی هستند و در گروه‌ها زندگی می‌کنند. آن‌ها دارای سیستم‌های اجتماعی پیچیده‌ای هستند و می‌توانند احساسات مختلفی را نشان دهند.

      - رنگ‌ها و نژادها: مرغ‌ها در انواع و نژادهای مختلفی وجود دارند که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارند. برخی از آن‌ها برای تولید تخم مرغ و برخی دیگر برای تولید گوشت پرورش داده می‌شوند.

      ۶. در ادبیات و هنر:

      مرغ‌ها در ادبیات و هنر نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند. در بسیاری از داستان‌ها، افسانه‌ها و کارتون‌ها، شخصیت‌های مرغ به عنوان نمادهای خاصی از شجاعت یا ترس به تصویر کشیده می‌شوند.

      شکل جمع chicken چی میشه؟

      شکل جمع chicken در زبان انگلیسی chickens است.

      ارجاع به لغت chicken

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «chicken» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/chicken

      لغات نزدیک chicken

      • - chickasaw
      • - chickee
      • - chicken
      • - chicken and egg situation
      • - chicken colonel
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.