آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Hen

hen hen

شکل جمع:

hens

معنی hen | جمله با hen

noun countable

مرغ

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

مشاهده

A hen lays eggs.

مرغ تخم می‌گذارد.

The farmer feeds the hens twice a day.

کشاورز، مرغ‌ها را دو بار در روز تغذیه می‌کند.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

hens and cocks

مرغ‌ها و خروس‌ها

noun countable

هر نوع پرنده‌ی ماده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

The hen sang softly to attract her mate.

پرنده‌ی ماده به‌آرامی آواز خواند تا جفتش را جذب کند.

In many bird species, the hen takes care of the eggs alone.

در بسیاری از گونه‌های پرندگان، پرنده‌ی ماده به‌تنهایی از تخم‌ها مراقبت می‌کند.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

peahen

طاووس ماده

noun countable informal

انگلیسی بریتانیایی عروس آینده (زن در شرف ازدواج)

All the hens wore matching outfits for the hen party.

تمام عروس‌ها، لباس‌های هماهنگی برای جشن مجردی پوشیدند.

The hen thanked her friends for organizing a wonderful party.

عروس آینده از دوستانش برای ترتیب دادن جشن فوق‌العاده تشکر کرد.

noun countable

(انگلیسی اسکاتلندی) عزیزم، دختر، خانم، رفیق

Thanks for your support, hen!

ممنون بابت حمایتت، رفیق!

Don’t worry hen, everything will be fine.

نگران نباش عزیزم، همه‌چیز درست خواهد شد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hen

  1. noun any warm-blooded vertebrate with feathers and wings
    Synonyms:
    female chicken pullet setting hen brooder
  1. noun adult female chicken
    Synonyms:

سوال‌های رایج hen

شکل جمع hen چی میشه؟

شکل جمع hen در زبان انگلیسی hens است.

ارجاع به لغت hen

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «hen» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hen

لغات نزدیک hen

پیشنهاد بهبود معانی